هوش مصنوعی: شاعر در این متن از احساس ناتوانی، بیقراری و آرزوی آزادی و کمال سخن می‌گوید. او از نداشتن امکانات و شرایط مناسب رنج می‌برد و آرزو می‌کند که اگر امکاناتی مانند عشق، آزادی، یا حتی جنون کامل داشت، می‌توانست از وضعیت کنونی رهایی یابد. او همچنین از بی‌قراری‌های خود و آرزوی رسیدن به آرامش می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و بیقراری ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.

غزل ۵۳۴۹ - می شدم بیرون ز خود گر منزل می داشتم

می شدم بیرون ز خود گر منزل می داشتم
دست و پایی می زدم گر ساحلی می داشتم ۱

بهترست از عقل ناقص چون جنون کامل افتاد
کاشکی من هم جنون کاملی می داشتم ۲

ای که گویی دست بر دل نه مکن بیطاقتی
می نهادم دست بر دل گر دلی می داشتم ۳

دانه اشکی که دارم چون صدف در دل گره
می فشاندم گر زمین قابلی می داشتم ۴

بیقراریهای من می داشت پایان چون سپند
راه فریادی اگر در محفلی می داشتم ۵

در گرفتاری است آزادی درین بستانسرا
می شدم آزاد اگر پا در گلی می داشتم ۶

دیگ بحر از احتیاج ابر می آید به جوش
جوش احسان می زدم گر سایلی می داشتم ۷

گرد من بیرون نمی رفت از بیابان جنون
همچو مجنون گر امید محملی می داشتم ۸

از دل بی حاصل خود شرمسارم جای دل
در بغل ای کاش فرد باطلی می داشتم ۹

از تلاش گلشن فردوس فارغ می شدم
جا اگر در خاطر صاحبدلی می داشتم ۱۰

باده را می داشت خونم داغ از جوش نشاط
در نظر گر دست و تیغ قاتلی می داشتم ۱۱

آه من صائب نمی شد سرد چون باد خزان
از بهار زندگی گر حاصلی می داشتم ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۳۴۸ - گر در اقلیم رضا کاشانه ای می داشتم
گوهر بعدی:غزل ۵۳۵۰ - سوختم تا ره در آن زلف معنبر یافتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.