هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به بیان مفاهیمی مانند عشق، رنج، صبر، و تفاوت بین ظاهر و باطن میپردازد. شاعر از عناصر طبیعی مانند گل، خار، شمع، و مار برای انتقال احساسات و اندیشههای خود استفاده کرده است. همچنین، به موضوعاتی مانند گمراهی در ظاهر، اهمیت باطن، و ارزش آزادگی اشاره شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آنها نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند گمراهی در ظاهر و تفاوت بین گفتار و کردار ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۵۳۸۸ - خط نمی سازد طراوت زان سمن رخسار کم
خط نمی سازد طراوت زان سمن رخسار کم
آبروی گل نمی گردد ز قرب خارکم ۱
شمع را از پرده شب گشت رعنایی فزون
نخوت جانان نشد از خط عنبربارکم ۲
منقطع گردید آب خوشدلی از جویبار
هرکجا دیوانه شد در کوچه و بازار کم ۳
عالم روشن به چشم من سیاه از توبه شد
ظلمت دل می شود هرچند ز استغنارکم ۴
از علایق بیشتر کلفت گرانباران کشند
زحمت خارست بر پای سبکرفتار کم ۵
ظلمت است از زندگانی قسمت پای چراغ
زیر پای خویش بیند دولت بیدار کم ۶
می شود از تنگدستی نفس کجرو مستقیم
در ره باریک گردد پیچ وتاب مارکم ۷
نیست از زخم زبان روشن ضمیران را گریز
خار و خس کم گردد از دامان دریابارکم ۸
ظاهر آرایی است کز تعمیر باطن غافل است
رتبه گفتار هرکس باشد از کردارکم ۹
از صلاح ظاهری بسیار کس گمره شدند
نیست در قطع ره دین سبحه از زنار کم ۱۰
سایه دست نوازش بر سر آزادگان
درگرانی نیست از شمشیر لنگردارکم ۱۱
حسن او در روزگار خط به حال خویش ماند
از خزان برگی نشد صائب ازین گلزار کم ۱۲
آبروی گل نمی گردد ز قرب خارکم ۱
شمع را از پرده شب گشت رعنایی فزون
نخوت جانان نشد از خط عنبربارکم ۲
منقطع گردید آب خوشدلی از جویبار
هرکجا دیوانه شد در کوچه و بازار کم ۳
عالم روشن به چشم من سیاه از توبه شد
ظلمت دل می شود هرچند ز استغنارکم ۴
از علایق بیشتر کلفت گرانباران کشند
زحمت خارست بر پای سبکرفتار کم ۵
ظلمت است از زندگانی قسمت پای چراغ
زیر پای خویش بیند دولت بیدار کم ۶
می شود از تنگدستی نفس کجرو مستقیم
در ره باریک گردد پیچ وتاب مارکم ۷
نیست از زخم زبان روشن ضمیران را گریز
خار و خس کم گردد از دامان دریابارکم ۸
ظاهر آرایی است کز تعمیر باطن غافل است
رتبه گفتار هرکس باشد از کردارکم ۹
از صلاح ظاهری بسیار کس گمره شدند
نیست در قطع ره دین سبحه از زنار کم ۱۰
سایه دست نوازش بر سر آزادگان
درگرانی نیست از شمشیر لنگردارکم ۱۱
حسن او در روزگار خط به حال خویش ماند
از خزان برگی نشد صائب ازین گلزار کم ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۳۸۷ - با زبان گندمین از بینوایی فارغم
گوهر بعدی:غزل ۵۳۸۹ - داغ عالمسوز برگ عیش گردد در دلم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.