خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و پر از تصاویر شاعرانه، به زیبایی‌های معشوق و احساسات شاعر نسبت به او می‌پردازد. شاعر با استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های زیبا، مانند گلستان، ماه تابان، و میوه فردوس، عشق و ستایش خود را بیان می‌کند. همچنین، او از مفاهیمی مانند حیرت، عشق، و زیبایی طبیعت برای توصیف احساساتش استفاده می‌کند.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به دانش ادبی و بلوغ فکری برای درک کامل دارند.

مشاهده کامل

غزل ۵۴۰۳ - جرأتی کو تا تماشای گلستانش کنم

جرأتی کو تا تماشای گلستانش کنم
چشم حیران را سفال خط ریحانش کنم ۱

حلقه چشمی چو دور آسمان می خواستم
تا به کام دل نظر برماه تابانش کنم ۲

پسته لب بسته او سنگ را دندان شکست
من به زوردست می خواهم که خندانش کنم ۳

میوه فردوس را تاب نگاه گرم نیست
چون نظر گستاخ بر سیب زنخدانش کنم ۴

از لطافت شمع من عریان نمی آید به چشم
به که از بیرون در سیر شبستانش کنم ۵

بر ندارد سر زبالین دیده حیران من
گربه جای اشک اخگر در گریبانش کنم ۶

خانه ای از خانه آیینه دارم پاکتر
هرچه هرکس اورد با خویش مهمانش کنم ۷

هر خم موی گرهگیرش کمینگاه دلی است
من به این یک دل چه با زلف پریشان کنم ۸

مرکز پرگار حیرانی است چشم عاشقان
هم به چشم او مگر سیر گلستانش کنم ۹

گرچه مورم صائب اما در مقام گفتگو
می توانم حرف در کار سلیمانش کنم ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۴۰۲ - جرأتی کو تا ز خواب ناز بیدارش کنم
گوهر بعدی:غزل ۵۴۰۴ - من نه آن نقشم که هر ساعت نگینی خوش کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.