خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از قدرت و توانایی خود در تبدیل سختیها به زیباییها و مبارزه با مشکلات سخن میگوید. او با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند تبدیل خاک به گلستان، مقابله با طوفان، و همنشینی با خورشید، روحیه مقاومت و امید خود را نشان میدهد. همچنین، او از آرامش درونی خود در برابر حوادث زندگی و ارتباط با طبیعت و عناصر آن صحبت میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۵۴۲۰ - خاک را از آب روی خود گلستان می کنم
خاک را از آب روی خود گلستان می کنم
قطره ای تا در بساطم هست طوفان می کنم ۱
آنچنان کز لفظ گردد معنی بیگانه دور
در سواد شهر جولان در بیابان می کنم ۲
گرچه از قسمت دم آبی نصیب من شده است
صد دهان زخم را چون تیغ خندان می کنم ۳
از جهان آب و گل تادست شستم چون مسیح
دست در یک کاسه با خورشید تابان می کنم ۴
تیر باران حوادث تر نمی سازد مرا
خواب راحت همچو شیران در نیستان می کنم ۵
دیده من تا سفید از گریه چون دستار شد
خواب در یک پیرهن با ماه کنعان می کنم ۶
قطره ای تا در بساطم هست طوفان می کنم ۱
آنچنان کز لفظ گردد معنی بیگانه دور
در سواد شهر جولان در بیابان می کنم ۲
گرچه از قسمت دم آبی نصیب من شده است
صد دهان زخم را چون تیغ خندان می کنم ۳
از جهان آب و گل تادست شستم چون مسیح
دست در یک کاسه با خورشید تابان می کنم ۴
تیر باران حوادث تر نمی سازد مرا
خواب راحت همچو شیران در نیستان می کنم ۵
دیده من تا سفید از گریه چون دستار شد
خواب در یک پیرهن با ماه کنعان می کنم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴۱۹ - پرتو مه را قیاس از نور انجم می کنم
گوهر بعدی:غزل ۵۴۲۱ - گر ز دلتنگی لبی چون غنچه خندان می کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.