خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از آرزوها و دغدغههای خود سخن میگوید. او از تلاش برای تعالی و رسیدن به جایگاه بالاتر میگوید، اما تأکید میکند که این پیشرفت نباید همراه با خودنمایی باشد. شاعر خود را با عناصری مانند آفتاب و دریا مقایسه میکند که با وجود بلندی و عظمت، فیضرسان دیگران هستند. او همچنین از رهایی از قیدوبندها و رسیدن به آزادی معنوی سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر برای درک و تجربه نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
غزل ۵۴۲۷ - سوختم چند از هوای نفس بی لنگر شوم
سوختم چند از هوای نفس بی لنگر شوم
تا به کی چون خار و خس بازیچه صرصر شوم ۱
از بلندی کم نگردد فیض من چون آفتاب
بیش گردد سایه ام چندان که بالاتر شوم ۲
خودنمایی شیوه من نیست چون نادیدگان
از صدف بیرون نمی آیم اگر گوهر شوم ۳
آفتاب بی زوال آسمان همتم
نیستم مه کز گدایی فربه و لاغر شوم ۴
بی پرو بالی گلستانی است بر مرغ قفس
از چه زیر آسمان ممنون بال و پر شوم ۵
چون غم عالم تواند کار برمن تنگ کرد
من که در هر ساغر می عالم دیگر شوم ۶
قدردانی قطره را دریا کند در ظرف من
نیست کم ظرفی اگر بیخود به یک ساغر شوم ۷
گر ز سنگینی غبار آیینه ام را بشکند
روی من باداسیه گرپیش روشنگر شوم ۸
عاقبت چون قامتم را حلقه می سازد سپهر
به که صائب در جوانی حلقه آن در شوم ۹
تا به کی چون خار و خس بازیچه صرصر شوم ۱
از بلندی کم نگردد فیض من چون آفتاب
بیش گردد سایه ام چندان که بالاتر شوم ۲
خودنمایی شیوه من نیست چون نادیدگان
از صدف بیرون نمی آیم اگر گوهر شوم ۳
آفتاب بی زوال آسمان همتم
نیستم مه کز گدایی فربه و لاغر شوم ۴
بی پرو بالی گلستانی است بر مرغ قفس
از چه زیر آسمان ممنون بال و پر شوم ۵
چون غم عالم تواند کار برمن تنگ کرد
من که در هر ساغر می عالم دیگر شوم ۶
قدردانی قطره را دریا کند در ظرف من
نیست کم ظرفی اگر بیخود به یک ساغر شوم ۷
گر ز سنگینی غبار آیینه ام را بشکند
روی من باداسیه گرپیش روشنگر شوم ۸
عاقبت چون قامتم را حلقه می سازد سپهر
به که صائب در جوانی حلقه آن در شوم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴۲۶ - چند از غفلت به عیب دیگران گویاشوم
گوهر بعدی:غزل ۵۴۲۸ - هرکه ادراک زلف و روی جانان را به هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.