هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از مفاهیمی مانند عشق، جدایی، وحدت و کثرت، و تضادهای درونی سخن می‌گوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند زلف و روی جانان، کفر و ایمان، و طبیعت (لاله، کوه، خزان) به بیان احساسات عمیق و پیچیده می‌پردازد. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیم اجتماعی و عرفانی مانند شهادت، غربت، و وحدت وجود دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و اجتماعی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۵۴۲۸ - هرکه ادراک زلف و روی جانان را به هم

هرکه ادراک زلف و روی جانان را به هم
دید با صبح وطن شام غریبان را به هم ۱

روزگاری بود با هم کفر و ایمان جنگ داشت
صلح داد آن زلف و عارض کفر و ایمان را به هم ۲

چون کسی بندد به روی خود در فردوس را
پیش رویش چون گذارم چشم حیران را به هم ۳

گر رقم یکدست باشد خامه فولاد را
چون نمی جوشد ز غیرت خون شهیدان را به هم ۴

لنگر تمکین نمی گردد خزان را سنگ راه
لاله می بندد عبث با کوه دامان را به هم ۵

زنده می سوزد برای مرده در هندوستان
دل نمی سوزد درین کشور عزیزان را به هم ۶

از محبت نیست انجم رابه هم پیوستگی
چرخ می ساید زروی خشم دندان را به هم ۷

سردمهری صائب اوراق خزان را لازم است
کی توان پیوست دلهای پریشان را به هم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۴۲۷ - سوختم چند از هوای نفس بی لنگر شوم
گوهر بعدی:غزل ۵۴۲۹ - تاخط شیرنگ آورد از دو جانب سر به هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.