هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی به بیان رنج‌ها و سختی‌های زندگی می‌پردازد. شاعر از تلاش بی‌وقفۀ انسان برای گذران زندگی، اهمیت دعا و طلب روزی، و ناامیدی‌ها و دشواری‌های مسیر زندگی سخن می‌گوید. همچنین، به نقش تقدیر و توکل در زندگی اشاره می‌کند و از بی‌عدالتی‌ها و ناملایمات روزگار شکایت دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و ناامیدی ممکن است برای گروه‌های سنی پایین‌تر سنگین باشد.

غزل ۵۴۶۴ - ما نفس بر لب به صد رنج و تعب می آوریم

ما نفس بر لب به صد رنج و تعب می آوریم
پیر می گردیم تا روزی به شب می آوریم ۱

روزه حرف طلب دارد لب اهل کرم
ما به منزل میهمان را بی طلب می آوریم ۲

رزق اگر دارد کلیدی در کف دست دعاست
بی سبب ما زور بر پای طلب می آوریم ۳

منت مشکل گشایان نی به ناخن می کند
زور بر دست دعای نیمشب می آوریم ۴

شوخ چشمی بین که پیش در شهوار حسب
استخوان پوسیده ای چند از نسب می آوریم ۵

بیستون را تیشه ما در فلاخن می نهد
برجبین چون چین جواهر از غضب می آوریم ۶

صائب از اوضاع ما شوریده احوالان مپرس
گوشه ای داریم و روزی را به شب می آوریم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۴۶۳ - ما ز شغل آب و گل آیینه را پرداختیم
گوهر بعدی:غزل ۵۴۶۵ - از شکست آرزو قند مکرر می خوریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.