هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات شاعر در مورد عشق، جدایی و رنجهای عاطفی است. شاعر از مفاهیمی مانند وصال و هجران، پرواز و حسرت، آتش و خون، و خواب و بخت استفاده میکند تا احساسات عمیق خود را به تصویر بکشد. او همچنین به نمادهایی مانند حلقه، پر، و ساغر اشاره میکند تا مفاهیم عرفانی و عاشقانه را بیان کند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند خون و رنج ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۵۴۷۲ - در وصالیم و زهجران دست برسر می زنیم
در وصالیم و زهجران دست برسر می زنیم
ما به جای نعل وارون حلقه بر در می زنیم ۱
پرفشانیهای ما در حسرت پرواز نیست
دامنی بر آتش گل هردم از پر می زنیم ۲
حلقه فتراک می گردد به قصد خون ما
دست اگر در حلقه زلف معنبر می زنیم ۳
خضر می لیسد زمین اینجا و ما از سادگی
فال آب زندگانی چون سکندر می زنیم ۴
برنمی خیزد چو خون مرده از خواب گران
بخت خواب آلود را چندان که نشتر می زنیم ۵
ما چو داغ لاله صائب خون خود را می مکیم
بیغمان از دور پندارند ساغر می زنیم ۶
ما به جای نعل وارون حلقه بر در می زنیم ۱
پرفشانیهای ما در حسرت پرواز نیست
دامنی بر آتش گل هردم از پر می زنیم ۲
حلقه فتراک می گردد به قصد خون ما
دست اگر در حلقه زلف معنبر می زنیم ۳
خضر می لیسد زمین اینجا و ما از سادگی
فال آب زندگانی چون سکندر می زنیم ۴
برنمی خیزد چو خون مرده از خواب گران
بخت خواب آلود را چندان که نشتر می زنیم ۵
ما چو داغ لاله صائب خون خود را می مکیم
بیغمان از دور پندارند ساغر می زنیم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴۷۱ - چند چون اخگر نفس در زیر خاکستر زنیم
گوهر بعدی:غزل ۵۴۷۳ - مستیی کو تا ره صحرای محشر سرکنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.