هوش مصنوعی: این شعر عرفانی و فلسفی از صائب تبریزی، به مفاهیمی مانند وحدت در کثرت، قناعت، تحمل سختی‌ها و تبدیل رنج‌ها به فرصت‌ها می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر شعری مانند صحرای محشر، چشمه کوثر و تخم حرص، به بیان دیدگاه‌های خود درباره زندگی، عشق و معنویت می‌پردازد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۵۴۷۳ - مستیی کو تا ره صحرای محشر سرکنیم

مستیی کو تا ره صحرای محشر سرکنیم
شیشه را سرو کنار چشمه کوثر کنیم ۱

چهره وحدت نهان در زیر زلف کثرت اس
خواب آسایش مگر در شورش محشر کنیم ۲

تخم حرص ما ندارد ریشه در ریگ روان
ما به اشک تاک کشت خویشتن راتر کنیم ۳

بر قفس زورآوران مرغان باغ دیگرند
ما شکست بیضه را در کار بال و پر کنیم ۴

شعله سرگرمی ما داغ دارد مهر را
می شود بیهوش دارو خاک اگر بر سر کنیم ۵

گر نباشد در میان روی تو از یک آه گرم
آب را در دیده آیینه خاکستر کنیم ۶

هر چه کیفیت ندارد صحبتش بار دل است
طاعت صدساله را در کار یک ساغر کنیم ۷

همت ما پنجه فولاد را برتافته است
رخنه از مژگان تر در سد اسکندر کنیم ۸

نیست شوری در نمکدان بزم هستی را مگر
داغ خود را خوش نمک از شورش محشر کنیم ۹

قدر در اشک را مژگان چه می داند که چیست
رشته جان را امانت دار این گوهر کنیم ۱۰

حنظل گردون نسازد عیش ما را تلخکام
ما به اکسیر قناعت زهر را شکر کنیم ۱۱

چشم می پوشیم از آن زلف پریشان تا به چند
دیده را آیینه دار شورش محشر کنیم ۱۲

این غزل را خامه صائب به دیوان می برد
جای دارد صفحه خورشید را مسطر کنیم ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۴۷۲ - در وصالیم و زهجران دست برسر می زنیم
گوهر بعدی:غزل ۵۴۷۴ - عشق کو همچو گل با خون خود بازی کنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.