هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر سفر روحانی و عرفانی شاعر است که به جای توجه به مقاصد مادی مانند کعبه، به دنبال زیبایی‌ها و تماشای جهان است. شاعر با تصاویری مانند شمع طور، کاروان حوادث و دامن دشت، احساسات عمیق خود را از غم، انتظار و رهایی بیان می‌کند. او از دنیای مادی فاصله گرفته و به سوی معنویت و عرفان حرکت می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم مانند غم، انتظار و رهایی نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۵۴۷۸ - دل درون سینه و ما رو به صحرا می رویم

دل درون سینه و ما رو به صحرا می رویم
کعبه مقصد کجا و ما کجاها می رویم ۱

جام جم آیینه دار کاسه زانوی ماست
ما چون طفلان هر طرف بهر تماشا می رویم ۲

شمع طور از انتظار ما گدازان است و ما
هر شراری را که می بینیم از جا می رویم ۳

هر سر خاری به خون ما کشد تیغ از نیام
ما چه فارغبال در دامان صحرا می رویم ۴

کاروانگاه حوادث سینه مجروح ماست
رو به ما دارد غم عالم به هر جا می رویم ۵

بر سر بخت سیه خاک سیه زیبنده است
ما به هندوستان نه بهر مال دنیا می رویم ۶

دامن دشت است باغ دلگشای وحشیان
غم چو زور آورد بر خاطر به صحرا می رویم ۷

اشک در دامان و آه آتشین در زیر لب
چون چراغ صبحدم بیرون ز دنیا می رویم ۸

این زمان صائب حریفان مست خواب غفلتند
قدر ما خواهند دانستن چو زینجا می رویم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۴۷۷ - دست اگر کوتاه باشد آرزویی می کنیم
گوهر بعدی:غزل ۵۴۷۹ - گر چه ما راه طلب را پای در گل می رویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.