هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دردها و رنجهای خود میگوید و به یاد کسانی میافتد که از نعمتها محروم شدهاند. او از عشق، آزادی، و مبارزه با ظلم سخن میگوید و آرزو میکند که میتوانست دنیا را تغییر دهد. همچنین، از ناامیدی و تلاش برای یافتن آرامش در میان آشوب زندگی صحبت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و مبارزه با ظلم ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۵۴۹۸ - نه از خامی در آتش ناله و فریاد می کردم
نه از خامی در آتش ناله و فریاد می کردم
ازین دولت جدا افتادگان را یاد می کردم ۱
نمی گردید اگر ذوق گرفتاری عنانگیرم
ز وحشت خون عالم در دل صیاد می کردم ۲
اگر چون خضر این روز سیه را پیش می دیدم
سکندر را به آب زندگی ارشاد می کردم ۳
نمی لرزید از باد فنا بر خود چراغ من
گر از دلهای روشن همت استمداد می کردم ۴
نمی دادم به چنگ عشق آتشدست اگر دل را
من عاجز چه با این بیضه فولاد می کردم ۵
ره بی منتهای عشق کوتاهی نمی داند
وگرنه حلقه ها در گوش برق و باد می کردم ۶
کنون از صید پهلو می کنم خالی خوشا روزی
که خاطر را به نقش پای آهو شاد می کردم ۷
اگر می بود در دل رحمی آن سلطان خوبان را
چرا در دادخواهی اینقدر بیداد می کردم ۸
نمی پاشید از خمیازه من تار و پود من
خمارآلودگان را گر به می امداد می کردم ۹
گر از قید خودی آزاد می گشتم به شکر آن
هزاران بنده از قید فرنگ آزاد می کردم ۱۰
دل شیرین غبار آلود غیرت می شود صائب
و گرنه پنجه ای در پنجه فریاد می کردم ۱۱
ازین دولت جدا افتادگان را یاد می کردم ۱
نمی گردید اگر ذوق گرفتاری عنانگیرم
ز وحشت خون عالم در دل صیاد می کردم ۲
اگر چون خضر این روز سیه را پیش می دیدم
سکندر را به آب زندگی ارشاد می کردم ۳
نمی لرزید از باد فنا بر خود چراغ من
گر از دلهای روشن همت استمداد می کردم ۴
نمی دادم به چنگ عشق آتشدست اگر دل را
من عاجز چه با این بیضه فولاد می کردم ۵
ره بی منتهای عشق کوتاهی نمی داند
وگرنه حلقه ها در گوش برق و باد می کردم ۶
کنون از صید پهلو می کنم خالی خوشا روزی
که خاطر را به نقش پای آهو شاد می کردم ۷
اگر می بود در دل رحمی آن سلطان خوبان را
چرا در دادخواهی اینقدر بیداد می کردم ۸
نمی پاشید از خمیازه من تار و پود من
خمارآلودگان را گر به می امداد می کردم ۹
گر از قید خودی آزاد می گشتم به شکر آن
هزاران بنده از قید فرنگ آزاد می کردم ۱۰
دل شیرین غبار آلود غیرت می شود صائب
و گرنه پنجه ای در پنجه فریاد می کردم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴۹۷ - نخوردم نیش خاری تا وداع رنگ و بو کردم
گوهر بعدی:غزل ۵۴۹۹ - اگر بی پرده در گلزار افغان ساز می کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.