هوش مصنوعی: شاعر در این متن به بیان احساسات عمیق خود درباره پاکسازی دل از علایق دنیوی، درک حقیقت، عشق و از دست دادن جوانی می‌پردازد. او از آرزوهای برآورده نشده، شهادت و یادآوری روزهای گذشته سخن می‌گوید.
رده سنی: 18+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به شهادت و حسرت ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک داشته باشد.

غزل ۵۵۰۱ - اگر دل را ز خاشاک علایق پاک می کردم

اگر دل را ز خاشاک علایق پاک می کردم
همان در خانه خود کعبه را ادراک می کردم ۱

بهم پیچیدن طومار هستی بود منظورم
اگر از آستین دستی برون چون تاک می کردم ۲

گشاد عالمی می بود در دست دعای من
اگر صبح بناگوش ترا ادراک می کردم ۳

زبس ذوق شهادت برده بود از سر شعورم را
گریبان را خیال حلقه فتراک می کردم ۴

زهشیاری کنون خون می خورم یاد جوانیها
که از هر ساغری خون در دل افلاک می کردم ۵

خبر می داد از بی حاصلیها خوشه آهم
من آن روزی که تخم دوستی در خاک می کردم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۵۰۰ - اگر می داشتم بال و پری پرواز می کردم
گوهر بعدی:غزل ۵۵۰۲ - سواد شهر را از گریه گرهامون نمی کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.