هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و وفاداری سخن میگوید، اما با وجود درد و رنج ناشی از بیوفایی، همچنان امیدوار است. او از جدایی و پریشانی میگوید و بیان میکند که با وجود تمام سختیها، هنوز هم به عشق و مهربانی پایبند است. همچنین، شاعر به تأثیرات منفی بیوفایی اشاره میکند و میگوید که نزدیک است خود نیز به بیوفایی گرایش پیدا کند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند بیوفایی و درد عشق نیاز به بلوغ ذهنی دارد.
غزل ۵۵۰۳ - به هر حالی که باشد گرد گل همچون صبا گردم
به هر حالی که باشد گرد گل همچون صبا گردم
نیم نگهت که از گل در پریشانی جدا گردم ۱
همین امید بر گرد جهان سرگشته ام دارد
که او برگرد دل من گرد آن ناآشنا گردم ۲
اگر چه از جگرداری برآتش می توانم زد
ندارم زهره تا برگرد آن گلگون قبا گردم ۳
دری نگشود بر روی چو مهر از دربدر گشتن
مگر یک چند گرد خویشتن چون آسیا گردم ۴
اگر شمشیر بارد بر سرم در دل نمی گیرم
نیم آیینه کز اندک غباری بی صفا گردم ۵
وفا دین من و مهربتان آیین من باشد
رخم از قبله برگردد گر از مهر و وفا گردم ۶
چنان با بیوفایان صائب آن بدمهر می جوشد
که با این مهر نزدیک است من هم بیوفا گردم ۷
نیم نگهت که از گل در پریشانی جدا گردم ۱
همین امید بر گرد جهان سرگشته ام دارد
که او برگرد دل من گرد آن ناآشنا گردم ۲
اگر چه از جگرداری برآتش می توانم زد
ندارم زهره تا برگرد آن گلگون قبا گردم ۳
دری نگشود بر روی چو مهر از دربدر گشتن
مگر یک چند گرد خویشتن چون آسیا گردم ۴
اگر شمشیر بارد بر سرم در دل نمی گیرم
نیم آیینه کز اندک غباری بی صفا گردم ۵
وفا دین من و مهربتان آیین من باشد
رخم از قبله برگردد گر از مهر و وفا گردم ۶
چنان با بیوفایان صائب آن بدمهر می جوشد
که با این مهر نزدیک است من هم بیوفا گردم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۵۰۲ - سواد شهر را از گریه گرهامون نمی کردم
گوهر بعدی:غزل ۵۵۰۴ - پریشان چند در وحشت سرای آب و گل کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.