هوش مصنوعی: شاعر در این متن از تحمل درد و رنج سخن می‌گوید و بیان می‌کند که با وجود سختی‌ها، به آرامش و رضایت می‌رسد. او از تشبیهات مختلفی مانند پروانه، غزال، و اصحاب کهف استفاده می‌کند تا احساسات خود را بیان کند. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که با قناعت و پذیرش درد، می‌تواند به آرامش برسد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۵۵۰۷ - به من گر درد و داغی می رسد خوشحال می گردم

به من گر درد و داغی می رسد خوشحال می گردم
که از لب تشنگی سیراب چون تبخال می گردم ۱

زوحشت سایه را چون نافه از خود دور می سازد
غزال شوخ چشمی را که من دنبال می گردم ۲

چو نقش پا گزیدم خاکساری تا شوم ایمن
ندانستم ز همواری فزون پامال می گردم ۳

سگ از همراهی اصحاب کهف از شیر مردان شد
ندارم گر چه حالی گرد اهل حال می گردم ۴

کف خاکسترم اما اگر طالع کند یاری
زقرب شعله چون پروانه زرین بال می گردم ۵

ز کوه درد لنگر می توانم گشت دریا را
چو بیدردان به ظاهر گر چه فارغبال می گردم ۶

چنان حرص گران رغبت سبک کرده است عقلم را
که از بار گران آسوده چون حمال می گردم ۷

چرا بیهوده گردم گرد خرمن تنگ چشمان را
چو من قانع به گردازدانه چون غربال می گردم ۸

چه با من می تواند کرد صائب آتش دوزخ
چو من آب از حجاب زشتی اعمال می گردم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۵۰۶ - شبی صدبار برگرد دل افکار می گردم
گوهر بعدی:غزل ۵۵۰۸ - ز گفت و گو سبک چون موج طوفان دیده می گردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.