هوش مصنوعی: این متن شعری است که از رنج‌ها و ناکامی‌های شاعر در زندگی سخن می‌گوید. او از بی‌زاری از اهل دولت، ناامیدی از جهان و رنج‌های عاطفی می‌گوید. همچنین، اشاره‌ای به تنهایی و گره‌خوردن عمرش دارد. در نهایت، شاعر به ناتوانی در روز قیامت و افسوس‌هایش اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار است. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانه‌ی شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

غزل ۵۵۱۵ - زبان تا بود گویا، تیغ می بارید بر فرقم

زبان تا بود گویا، تیغ می بارید بر فرقم
جهان دارالامان شد تا زبان در کام دزدیدم ۱

مکش سر از ملامت گر سرافرازی طمع داری
که من چون شعله آتش ز زخم خار بالیدم ۲

ازین سنگین دلان صائب چرا چون تیرنگریزم
که پر خون شد دهانم از همان دستی که بوسیدم ۳

به خون آغشته نعمتهای الوان جهان دیدم
زبان خویش چون خورشید بر دیوار مالیدم ۴

مرا بیزار کرد از اهل دولت، دیدن در بان
به یک دیدن زصد نادیدنی آزاد گردیدم ۵

به من هر چون خضر دادند عمر جاودان، اما
گره شد رشته عمرم ز بس برخویش پیچیدم ۶

نشد روز قیامت هیچ کاری دستگیر من
بجز دستی که بر یکدیگر از افسوس مالیدم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۵۱۴ - نمی خوردم غم دنیا اگر دیندار می بودم
گوهر بعدی:غزل ۵۵۱۶ - ندیدم روز خوش تا چون قلم روی سخن دیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.