هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق، غربت، وحدت و کثرت، و ارزش‌های درونی خود سخن می‌گوید. او با اشاره به گلها، عقیق، و داستان‌های اساطیری مانند یوسف و مجنون، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند. همچنین، او از غربت در وطن خود یاد می‌کند و برتری‌های معنوی و عاطفی خود را برمی‌شمارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اشارات اساطیری ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۵۵۳۴ - من از گلبانگ رنگین روی گلهای چمن دارم

من از گلبانگ رنگین روی گلهای چمن دارم
عقیق نامدارم حق شهرت بر یمن دارم ۱

اگر بیرون نمی آیم ز خلوت نیست بی صورت
سخن رو در من آورده است و من رو در سخن دارم ۲

کجا همسنگ با من می شود مجنون بیجوهر
که من سنگ فسان از بیستون چون کوهکن دارم ۳

نمی گردد حجاب نور وحدت پرده کثرت
نظر بر شمع چون پروانه من از انجمن دارم ۴

ز آب زندگانی تازه دارد جان خشکم را
عقیق آبداری کز خموشی در دهن دارم ۵

از آن بوی پیراهن به یاد یوسفم قانع
که چشمی نیست در دنبال این نعمت که من دارم ۶

ز غربت دیگران را داغ اگر بر دل بود صائب
به دل چون لاله من داغ غریبی در وطن دارم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۵۳۳ - هزاران معنی پیچیده در زلف سخن دارم
گوهر بعدی:غزل ۵۵۳۵ - نمی دانم چه نسبت با نسیم پیرهن دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.