هوش مصنوعی: شاعر در این متن از احساسات عمیق خود مانند عشق، رنج، تسلیم و امید سخن می‌گوید. او با وجود مشکلات و ناملایمات زندگی، همچنان به عشق و تسلیم در برابر تقدیر معتقد است و از زاهدانی که در گوشه‌ای نشسته‌اند انتقاد می‌کند. شاعر به توانایی‌های خود باور دارد و با وجود سختی‌ها، روحیه‌ای مقاوم و امیدوار دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و انتقاد اجتماعی نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۵۵۴۷ - نگاه گرم را سرده به جانم تا دلی دارم

نگاه گرم را سرده به جانم تا دلی دارم
مرا دریاب ای برق بلا تا حاصلی دارم ۱

تمنای رهایی چون به گرد خاطرم گردد
تو غافل گیر و من مرغ نگاه غافلی دارم ۲

به ناخن جوی شیر از سنگ می باید برآوردن
به این بی دست و پایی طرفه کار مشکلی دارم ۳

نپیچم گردن تسلیم اگر دشمن سرم خواهد
اگر چه تنگدست افتاده ام دست و دلی دارم ۴

تو ای زاهد برو در گوشه محراب ساکن شو
که من چون درد و داغ عشق جا در هر دلی دارم ۵

عجب دارم به دیوان قیامت در حساب آیم
که من از دفتر ایجاد، فرد باطلی دارم ۶

به من باد مخالف حمله می آرد، نمی داند
که من چون دامن تسلیم در کف ساحلی دارم ۷

زبیقدری چنین بی دست و پا گردیده ام صائب
اگر دست مرا گیرند دست قابلی دارم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۵۴۶ - اگر چه دورم از درگاه راه یاربی دارم
گوهر بعدی:غزل ۵۵۴۸ - لب خشک و دل خونین و چشم پر نمی دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.