هوش مصنوعی: شاعر در این متن عاشقانه و وصفی، از زیبایی‌های اصفهان و زنده‌رود سخن می‌گوید و آرزو می‌کند که در آنجا ساکن شود. او از طبیعت زیبا، باغ‌های چارباغ، و احساسات خود نسبت به این شهر می‌سراید. همچنین، شاعر از مفاهیمی مانند عشق، آرامش، و تعارض میان آب و آتش نیز سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق شاعرانه و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به دانش ادبی پایه نیاز دارند.

غزل ۵۵۵۳ - خوشا روزی که منزل در سواد اصفهان سازم

خوشا روزی که منزل در سواد اصفهان سازم
ز وصف زنده رودش خامه را رطب اللسان سازم ۱

نسیم آسا به گرد سر بگردم چار باغش را
به هر شاخی که بنشیند دل من آشیان سازم ۲

شود روشن دو چشمم از سواد سرمه خیز او
ز مژگان زنده رود گریه شادی روان سازم ۳

ز شکر بشکنم خسرو صفت بازار شیرین را
به ملک اصفهان شبدیز را آتش عنان سازم ۴

صلای آب حیوان می زند تیغ جوانمردش
چرا چون خضر کم همت به عمر جاودان سازم ۵

به مژگان خواب مخمل می دهد جا جسم زارم را
چرا آرامگاه خویش از تیغ و سنان سازم ۶

به این گرمی که من رو از غریبی در وطن دارم
اگر بر سنگ بگذارم قدم ریگ روان سازم ۷

میان آب و آتش طرح صلح انداختم اما
نمی دانم ترا بر خویشتن چون مهربان سازم ۸

بلند افتاده صائب آنقدر طبع خدادادم
که شمع طور را خاموش از تیغ زبان سازم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۵۵۲ - از آن چون زلف ماتم دیدگان ژولیده زنجیرم
گوهر بعدی:غزل ۵۵۵۴ - نه چون بید از تهیدستی درین گلزار می لرزم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.