هوش مصنوعی: این متن شعری است که از احساسات عمیق و دردهای عاطفی شاعر سخن می‌گوید. او از تنهایی، رنج‌های روحی، و ناامیدی خود می‌گوید و به دنبال آرامش و رهایی از این دردهاست. شاعر از طبیعت و عناصر آن مانند نسیم صبح و دریا برای بیان احساسات خود استفاده می‌کند. همچنین، او از مفاهیمی مانند هوش، خامی، و تزویر برای توصیف وضعیت خود بهره می‌برد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به درک بالاتری از ادبیات و فلسفه دارند.

غزل ۵۵۶۳ - به دامن می دود اشکم گریبان می درد هوشم

به دامن می دود اشکم گریبان می درد هوشم
نمی دانم چه می گوید نسیم صبح در گوشم ۱

هنوز از طعن خامی نیش می خوردم ز زنبوران
که بر می داشت از جا سقف این میخانه را جوشم ۲

من آن بحر گهرخیزم بساط آفرینش را
که گوهر می شود سیماب اگر ریزند در گوشم ۳

به اندک روزگاری بادبان کشتی می شد
ز لطف ساقیان سجاده تزویر بر دوشم ۴

از آن روزی که بر بالای او آغوش وا کردم
دگر نامد بهم چون قبله از خمیازه آغوشم ۵

ز هوش خود در آزارم نوایی آرزو دارم
که نتواند عنان خود گرفتن محمل هوشم ۶

به کار دیگران کن ساقی این جام صبوحی را
که تا فردای محشر من خراب صحبت دوشم ۷

تو دست از خود نمایی بر مدارای خصم بیجوهر
که من در جوهر خود همچو آب تیغ خس پوشم ۸

ز چشمش مستی دنباله داری قسمت من شد
که شد نومید صبح محشر از بیداری هوشم ۹

کنار مادر ایام را آن طفل بدخویم
که نتواند به کام هر دو عالم کرد خاموشم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۵۶۲ - نشد سروی درین بستانسرا یک بار همدوشم
گوهر بعدی:غزل ۵۵۶۴ - ز پند ناصحان بی نمک پرشور شد گوشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.