هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از حالات مستی و عشق سخن میگوید. او از مستی چشمها و دلتنگی عقل در مقابل شادی و سرخوشی عشق میگوید. همچنین، شاعر به نقش ساقی و شراب در ایجاد این حالات اشاره میکند و از شکستن بندها و رهایی از قیود سخن میراند.
رده سنی:
18+
این متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مستی و شراب ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۳۱۵۴ - ز اول بامداد سرمستی
زَ اوَّلِ بامْداد سَرمَستی
وَرْنَه دَستارْ کَژْ چرا بَستی؟ ۱
سَخت مَست است چَشمِ تو امروز
دوشْ گویی که صِرف خورْدَسْتی ۲
جانِ ماییّ و شمعِ مَجْلِسِ ما
اَلسَّلامُ عَلَیک، خوش هستی؟ ۳
باده خوردیّ و بر فَلَک رَفتی
مَست گشتیّ و بَند بِشْکَستی ۴
صورتِ عقلْ جُمله دِلْتَنگیست
صورتِ عشق نیست جُز مَستی ۵
مَست گشتیّ و شیرگیر شُدی
بر سَرِ شیرِ مَستْ بِنْشَستی ۶
بادهٔ کُهْنه پیرِ راهِ تو بود
رو که از چَرخِ پیر، وارَستی ۷
ساقی، اِنْصافْ حَقْ به دستِ تواست
که جُزِ آن شرابْ نَپْرسْتی ۸
عقلِ ما بُردهییّ وَلیک این بار
آن چُنان بَر، که بازْ نَفْرَسْتی ۹
وَرْنَه دَستارْ کَژْ چرا بَستی؟ ۱
سَخت مَست است چَشمِ تو امروز
دوشْ گویی که صِرف خورْدَسْتی ۲
جانِ ماییّ و شمعِ مَجْلِسِ ما
اَلسَّلامُ عَلَیک، خوش هستی؟ ۳
باده خوردیّ و بر فَلَک رَفتی
مَست گشتیّ و بَند بِشْکَستی ۴
صورتِ عقلْ جُمله دِلْتَنگیست
صورتِ عشق نیست جُز مَستی ۵
مَست گشتیّ و شیرگیر شُدی
بر سَرِ شیرِ مَستْ بِنْشَستی ۶
بادهٔ کُهْنه پیرِ راهِ تو بود
رو که از چَرخِ پیر، وارَستی ۷
ساقی، اِنْصافْ حَقْ به دستِ تواست
که جُزِ آن شرابْ نَپْرسْتی ۸
عقلِ ما بُردهییّ وَلیک این بار
آن چُنان بَر، که بازْ نَفْرَسْتی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۵۳ - ز اول بامداد سرمستی
گوهر بعدی:غزل ۳۱۵۵ - در غم یار، یار بایستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.