هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از سخن و قدرت آن سخن می‌گوید و بیان می‌کند که چگونه با تلاش و رنج بسیار، توانسته است به گوهر سخن دست یابد. او از سخن به عنوان یک موهبت الهی یاد می‌کند که به او عمر جاوید بخشیده است و با وجود مشکلات و سختی‌ها، همچنان به سخن وفادار است.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به کار رفته در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۵۶۰۵ - دست بر زلف پریشان سخن یافته ام

دست بر زلف پریشان سخن یافته ام
چشم بد دور، رگ جان سخن یافته ام ۱

شسته ام روی به خوناب جگر لعل صفت
تا رگ کان بدخشان سخن یافته ام ۲

نکنم چشمم به عمر ابد خضر سیاه
عمر جاوید ز احسان سخن یافته ام ۳

چون شکر رفته ام از گرمی فکرت به گداز
تا نصیب از شکرستان سخن یافته ام ۴

مورم اما ز شکر ریزی گفتار بلند
مسند از دست سلیمان سخن یافته ام ۵

چه گهرهای گرانسنگ که در جیب امید
از هواداری نیسان سخن یافته ام ۶

جوی شیری که سفیدست ازو روی بهشت
خورده ام خون و ز پستان سخن یافته ام ۷

به ستم دست از آن زلف ندارم صائب
چه کنم، سلسله جنبان سخن یافته ام ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۶۰۴ - تا ز بی حاصلی خویش خبر یافته ام
گوهر بعدی:غزل ۵۶۰۶ - غوطه در بحر گهر ز آبله پا زده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.