هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از رنجها و تلاشهای خود در زندگی میگوید. او از سختیهایی که متحمل شده، مانند غوطهوری در دریای مشکلات، قدم نهادن در دل خاک، و تحمل دردهای عاطفی سخن میگوید. با این حال، او به تجربیات خود به عنوان درسهایی ارزشمند نگاه میکند و از تأثیرگذاری بر دیگران و آزمودن حقایق زندگی صحبت میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و سختی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۵۶۰۶ - غوطه در بحر گهر ز آبله پا زده ام
غوطه در بحر گهر ز آبله پا زده ام
در دل خاک قدم بر سر دریا زده ام ۱
سود من از سفر خاک، که چشمش مرساد
مشت خاکی است که در دیده دنیا زده ام ۲
تا در فیض گشوده است به رویم توفیق
حلقه چون داغ بسی بر در دلها زده ام ۳
به خراش جگر خویش نظر داشته ام
تیشه در ظاهر اگر بر دل خارا زده ام ۴
چه کند سیل گرانسنگ به همواری دشت؟
خاک در دیده دشمن به مدارا زده ام ۵
غوطه در خون زده چون پنجه مرجان دستم
بس که کف بر سر شوریده چو دریا زده ام ۶
دست چون در کمر موج تهیدست زنم؟
من که چون رشته مکرر به گهر پا زده ام ۷
این زمان در سفره قطره به جان می لرزم
من که صد مرتبه چون سیل به دریا زده ام ۸
نیست بیکار در ین مرحله یک نشتر خار
همه را بر محک دیده بینا زده ام ۹
عاجزم در گره خویش گشودن صائب
من که نقب از مژه در سینه خارا زده ام ۱۰
در دل خاک قدم بر سر دریا زده ام ۱
سود من از سفر خاک، که چشمش مرساد
مشت خاکی است که در دیده دنیا زده ام ۲
تا در فیض گشوده است به رویم توفیق
حلقه چون داغ بسی بر در دلها زده ام ۳
به خراش جگر خویش نظر داشته ام
تیشه در ظاهر اگر بر دل خارا زده ام ۴
چه کند سیل گرانسنگ به همواری دشت؟
خاک در دیده دشمن به مدارا زده ام ۵
غوطه در خون زده چون پنجه مرجان دستم
بس که کف بر سر شوریده چو دریا زده ام ۶
دست چون در کمر موج تهیدست زنم؟
من که چون رشته مکرر به گهر پا زده ام ۷
این زمان در سفره قطره به جان می لرزم
من که صد مرتبه چون سیل به دریا زده ام ۸
نیست بیکار در ین مرحله یک نشتر خار
همه را بر محک دیده بینا زده ام ۹
عاجزم در گره خویش گشودن صائب
من که نقب از مژه در سینه خارا زده ام ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶۰۵ - دست بر زلف پریشان سخن یافته ام
گوهر بعدی:غزل ۵۶۰۷ - دست در دامن آن زلف معنبر زده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.