خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رنجها و تلاشهای فراوان خود در راه عشق و آرزو سخن میگوید. او با تشبیهات مختلف مانند سیل و آتش، سختیهای مسیر و رسیدن به مقصود را بیان میکند. همچنین، از تجربیات خود در وادی عشق و دردهای آن یاد میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که این دردها خدادادی هستند.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات عمیق نیاز به درک ادبی بالاتری دارد.
غزل ۵۶۱۲ - سوختم بس که به دنبال تمنا رفتم
سوختم بس که به دنبال تمنا رفتم
مردم از بس که پی آتش سودا رفتم ۱
منم آن سیل که صد بار شدم زیر و زبر
تا از این وادی خونخوار به دریا رفتم ۲
سرمه گردید نفس در جگر سوخته ام
تا به کنه دل خود همچو سویدا رفتم ۳
می زدم جوش طرب در دل خم چون می ناب
به چه تقصیر به پیمانه و مینا رفتم؟ ۴
عرق سعی به مقصود رسانید مرا
بر بساط گهر از آبله پا رفتم ۵
این زمان راه به پای دگران می سپرم
من که صد بادیه را سلسله بر پا رفتم ۶
(جلوه گل نزند راه تماشای مرا
من که از کار ز حسن چمن آرا رفتم) ۷
(درد عشق است خداداد، و گر نه صد بار
من بیچاره به دریوزه دلها رفتم) ۸
مردم از بس که پی آتش سودا رفتم ۱
منم آن سیل که صد بار شدم زیر و زبر
تا از این وادی خونخوار به دریا رفتم ۲
سرمه گردید نفس در جگر سوخته ام
تا به کنه دل خود همچو سویدا رفتم ۳
می زدم جوش طرب در دل خم چون می ناب
به چه تقصیر به پیمانه و مینا رفتم؟ ۴
عرق سعی به مقصود رسانید مرا
بر بساط گهر از آبله پا رفتم ۵
این زمان راه به پای دگران می سپرم
من که صد بادیه را سلسله بر پا رفتم ۶
(جلوه گل نزند راه تماشای مرا
من که از کار ز حسن چمن آرا رفتم) ۷
(درد عشق است خداداد، و گر نه صد بار
من بیچاره به دریوزه دلها رفتم) ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶۱۱ - به فلک از تن خاکی چو مسیحا رفتم
گوهر بعدی:غزل ۵۶۱۳ - عالم بیخبری بود بهشت آبادم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.