هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره عشق، رنج، صبر و تجربیات زندگی است. شاعر از تلاش‌های بی‌ثمر خود در عشق و زندگی می‌گوید و از ناکامی‌ها و رنج‌هایش سخن می‌راند. همچنین، به مفاهیمی مانند صبر، قناعت و دوری از دنیای مادی اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

غزل ۵۶۱۶ - عمرها تربیت دیده بینا کردم

عمرها تربیت دیده بینا کردم
تا تو را یک نظر از دور تماشا کردم ۱

رخنه از آه در آن دل نتوانستم کرد
من که صد غنچه پیکان به نفس وا کردم ۲

هر قدر خون که به دلها طلب دنیا کرد
من ز گرداندن رو در دل دنیا کردم ۳

نشد از ابر گهر بار صدف را روزی
آنچه من جمع ز دریوزه دلها کردم ۴

زور سیلاب به همواری صحرا چه کند؟
خاک در کاسه دشمن به مدارا کردم ۵

منم آن غنچه غافل ز بی حوصلگی
سر خود در سر یک خنده بیجا کردم ۶

از گل آتش به ته پای چو شبنم دارم
تا هوای سفر عالم بالا کردم ۷

نفرت از دیدن مکروه یکی صد گردد
نیست از رغبت اگر روی به دنیا کردم ۸

نفس از موج خطر راست نکردم صائب
سر برون تا چو حباب از دل دریا کردم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۶۱۵ - اگر چه چندی به زمین همچو غبار افتادم
گوهر بعدی:غزل ۵۶۱۷ - در مصافی که من از آه علم وا کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.