هوش مصنوعی:
شاعر در این غزل از ناامیدی از وصال معشوق و قناعت به خیال او سخن میگوید. او از ندامت و رنج عشق مینالد و با تصاویر شاعرانه، احساسات خود را بیان میکند. در نهایت، شاعر از قطع امید از معشوق و پذیرش وضعیت موجود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
غزل ۵۶۱۸ - قطع امید ز هجران و وصالش کردم
قطع امید ز هجران و وصالش کردم
سیر چشمانه قناعت به خیالش کردم ۱
پشت دستم هدف زخم ندامت شده است
که چرا دست در آغوش خیالش کردم ۲
مرغ تصویر در آرامگهم گر جنبید
نامه شوق ترا شهپر بالش کردم ۳
سرو اگر کرد به شمشاد تو بی اندامی
به یک آه چمن افروز خلالش کردم ۴
در شب تار پی دزد دویدن جهل است
دل اگر برد ز من زلف، حلالش کردم ۵
سرو اگر بر سر من سایه رحمت افکند
من هم از نسبت قد تو نهالش کردم ۶
قفل تبخال زدم بر دهن خود صائب
قطع امید ز خضر و ز زلالش کردم ۷
سیر چشمانه قناعت به خیالش کردم ۱
پشت دستم هدف زخم ندامت شده است
که چرا دست در آغوش خیالش کردم ۲
مرغ تصویر در آرامگهم گر جنبید
نامه شوق ترا شهپر بالش کردم ۳
سرو اگر کرد به شمشاد تو بی اندامی
به یک آه چمن افروز خلالش کردم ۴
در شب تار پی دزد دویدن جهل است
دل اگر برد ز من زلف، حلالش کردم ۵
سرو اگر بر سر من سایه رحمت افکند
من هم از نسبت قد تو نهالش کردم ۶
قفل تبخال زدم بر دهن خود صائب
قطع امید ز خضر و ز زلالش کردم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶۱۷ - در مصافی که من از آه علم وا کردم
گوهر بعدی:غزل ۵۶۱۹ - مدتی صبر چو زنجیر به زندان کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.