هوش مصنوعی: شاعر در این متن به یاد روزگاری می‌افتد که با شجاعت و عشق سفر می‌کرد و از هر قطره اشک، مروارید می‌ساخت. او با مهمان‌نوازی و گرمی از سوختگان دل پذیرایی می‌کرد و با وجود دردها، شادمان بود. شاعر از زیبایی‌های دنیا گذر می‌کرد و با وجود بی‌توجهی دیگران، فریادش در دل سنگ اثر می‌گذاشت. او اکنون از روزگار آشنایی بی‌طلسم و رسم یاد می‌کند و آرزو می‌کند کاش از خود نیز سفر می‌کرد. در پایان، به عهدی اشاره می‌کند که با قناعت، زهر را نیز شیرین می‌کرد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۵۶۲۰ - یاد آن عهد که در بحر سفر می کردم

یاد آن عهد که در بحر سفر می کردم
کمر سعی خود از موج خطر می کردم ۱

چون صدف قطره اشکی که به من می دادند
می زدم بر لب خود مهر و گهر می کردم ۲

یک جهان سوخته دل می شد اگر مهمانم
به دم گرم چراغ همه بر می کردم ۳

گر دو صد قافله مخمور به من بر می خورد
سر خوش از میکده خون جگر می کردم ۴

از چمن محو جمال چمن آرا بودم
چشم پوشیده ز فردوس گذر می کردم ۵

می گرفتند بتان گوش خود از افغانم
در دل سنگ به فریاد اثر می کردم ۶

گر چه دنباله رو قافله دل بودم
خفتگان را به سر پای خبر می کردم ۷

ز آشنایی بی طلسم ره و رسم افتادم
من که از معنی بیگانه حذر می کردم ۸

ای خوش آن عهد که در مصر وجود از مستی
یوسفی بود به هر جای نظر می کردم ۹

این که عمرم همه در مرحله پیمایی رفت
کاش یک بار هم از خویش سفر می کردم ۱۰

یاد عهدی که به اکسیر قناعت صائب
زهر اگر قسمت من بود شکر می کردم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۶۱۹ - مدتی صبر چو زنجیر به زندان کردم
گوهر بعدی:غزل ۵۶۲۱ - دست در دامن رنگین بهاری نزدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.