هوش مصنوعی:
این متن به موضوع عشق و وابستگی معنوی اشاره دارد، جایی که شاعر خود را کاملاً تسلیم معشوق میکند و هر آنچه دارد را از او میداند. او از معشوق میخواهد که هر چه میخواهد برایش رقم بزند و خود را بیاراده در دستان او میبیند. همچنین، شاعر به لطف و بخشش معشوق اشاره میکند که حتی خار را نیز گل میبخشد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عشق معنوی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۱۵۸ - رو، مسلم تو راست بیکاری
رو، مُسَلَّم تو راست بیکاری
چون که اَنْدَر عِنایَتِ یاری ۱
نَقْش را کار نیست پیشِ قَلَم
آن قَلَم را چه حاجَت از یاری؟ ۲
هَمچو بُت باش پیشِ آن بُت گَر
که همه نَقْش و رنگْ ازو داری ۳
گَر بِپُرسَد، چه صورتَت باید؟
گو همان صورتی که بِنْگاری ۴
گَر مرا تَن کُنی، تو جانِ مَنی
وَرْ مرا دل کُنی، تو دِلْداری ۵
لُطفِ گُل، خار را تو میبَخشی
چه کُند شاخِ خار، جُز خاری؟ ۶
باده دِهْ، باده خواهَ مان کردی
که حَرام است با تو هشیاری ۷
چون که اَنْدَر عِنایَتِ یاری ۱
نَقْش را کار نیست پیشِ قَلَم
آن قَلَم را چه حاجَت از یاری؟ ۲
هَمچو بُت باش پیشِ آن بُت گَر
که همه نَقْش و رنگْ ازو داری ۳
گَر بِپُرسَد، چه صورتَت باید؟
گو همان صورتی که بِنْگاری ۴
گَر مرا تَن کُنی، تو جانِ مَنی
وَرْ مرا دل کُنی، تو دِلْداری ۵
لُطفِ گُل، خار را تو میبَخشی
چه کُند شاخِ خار، جُز خاری؟ ۶
باده دِهْ، باده خواهَ مان کردی
که حَرام است با تو هشیاری ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۵۷ - آن که چون ابر خواند کف تورا
گوهر بعدی:غزل ۳۱۵۹ - زندگانی مجلس سامی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.