هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر دربارهٔ تنهایی، عشق، امید و ناامیدی است. شاعر خود را مانند قطرهای بیسر و پا توصیف میکند که دل دریا را دارد و با وجود مشکلات و حوادث زندگی، خانهاش در کوچهای گمنام است. او از عشق و تمنا سخن میگوید و با وجود ناامیدیها، همچنان امیدوار است. شاعر همچنین به قدرت درونی خود اشاره میکند و میگوید که مانند شعلهای است که سر به عالم بالا دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای کودکان قابلدرک نباشد.
غزل ۵۶۲۶ - قطره بی سرو پایم دل دریا دارم
قطره بی سرو پایم دل دریا دارم
ذره خاکم و پیشانی صحرا دارم ۱
نیست از سیل گرانسنگ حوادث خطرم
خانه در کوچه گمنامی عنقا دارم ۲
همچو شبنم چه به مجموعه گل دل بندم؟
من که در دیده خورشید فلک جا دارم ۳
جگر سنگ به نومیدی من می سوزد
شیشه آبله ام، راه به خارا دارم ۴
من تنک حوصله و دختر رزشیشه دل است
چه عجب گر هوس توبه ز صهبا دارم؟ ۵
به یک آغوش چه گل چینم از آن نخل امید؟
همچو گل یک بغل آغوش تمنا دارم ۶
موم از چرب زبانی نکند صید مرا
شعله ام شعله، سرعالم بالا دارم ۷
گریه تاب نشست از رخ من گرد خمار
چشم بر خوشه انگور ثریا دارم ۸
نقش امید محال است که صورت بندد
چند آیینه بر صورت عنقا دارم؟ ۹
روزگاری است ز چشم گهرافشان صائب
همچو گرداب وطن در دل دریا دارم ۱۰
ذره خاکم و پیشانی صحرا دارم ۱
نیست از سیل گرانسنگ حوادث خطرم
خانه در کوچه گمنامی عنقا دارم ۲
همچو شبنم چه به مجموعه گل دل بندم؟
من که در دیده خورشید فلک جا دارم ۳
جگر سنگ به نومیدی من می سوزد
شیشه آبله ام، راه به خارا دارم ۴
من تنک حوصله و دختر رزشیشه دل است
چه عجب گر هوس توبه ز صهبا دارم؟ ۵
به یک آغوش چه گل چینم از آن نخل امید؟
همچو گل یک بغل آغوش تمنا دارم ۶
موم از چرب زبانی نکند صید مرا
شعله ام شعله، سرعالم بالا دارم ۷
گریه تاب نشست از رخ من گرد خمار
چشم بر خوشه انگور ثریا دارم ۸
نقش امید محال است که صورت بندد
چند آیینه بر صورت عنقا دارم؟ ۹
روزگاری است ز چشم گهرافشان صائب
همچو گرداب وطن در دل دریا دارم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶۲۵ - طمع بوسه از آن لعل شکر خا دارم
گوهر بعدی:غزل ۵۶۲۷ - جگری تشنه تر از وادی محشر دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.