هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از جدایی و درد عشق می‌گوید، از نومیدی و اشک‌ریزی در و دیوار، از عشق بی‌پاسخ و آرزوی رهایی از زلف یار. او با وجود فقر و تهی‌دستی، عشق را بالاتر از هر ثروتی می‌داند و از صفاهان به امید یافتن همتی از احباب سفر می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.

غزل ۵۶۳۱ - از سری کوی تو آهنگ جدایی دارم

از سری کوی تو آهنگ جدایی دارم
بوسه ای توشه راه از تو گدایی دارم ۱

در و دیوار به نومیدی من می گرید
کز سر زلف تو انداز رهایی دارم ۲

نیست غیر از نفس سوخته و دست تهی
آنچه حاصل من ازین عقده گشایی دارم ۳

چشم بد دور ز رخسار تو ای باد صبا
که ز احسان تو صد جان فدایی دارم ۴

به لباس زر خورشید مبدل نکنم
سر و پایی که من از بی سر و پایی دارم ۵

به سفر می روم از شهر صفاهان صائب
همتی از دل احباب گدایی دارم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۶۳۰ - جگری سوخته چون لاله ایمن دارم
گوهر بعدی:غزل ۵۶۳۲ - کرده ام نذر که از دست سبو نگذارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.