هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره ناامیدی، تنهایی و سرگشتگی در زندگی است. شاعر از بی‌پناهی، وعده‌های توخالی، تلخی زندگی و نبود پناهگاهی امن سخن می‌گوید و با تصاویری مانند صحرا، دریا و سیلاب، احساس بی‌قراری و درماندگی خود را به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانه شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

غزل ۵۶۵۴ - دست در یوزه خسیسانه به بالا چه کنم؟

دست در یوزه خسیسانه به بالا چه کنم؟
طرف وعده کریم است تقاضا چه کنم؟ ۱

نیست یک جبهه واکرده درین وحشتگاه
ننهم روی خود از شهر به صحرا چه کنم؟ ۲

از گرانان جهان قاف سبکروحترست
نکشم رخت بر سر منزل عنقا چه کنم؟ ۳

زندگی را کند احسان ترشرویان تلخ
برنگردم به لب تشنه ز دریا چه کنم؟ ۴

پیش هر کس نتوان کرد دل خود خالی
ننهم سر به خط جام چو مینا چه کنم؟ ۵

نه چنان مرده دل من که دگر زنده شود
دم جان بخش توقع ز مسیحا چه کنم؟ ۶

نوشداروی امان در گره حنظل نیست
شهد راحت طلب از قبه خضرا چه کنم؟ ۷

می توان چشم ز اوضاع جهان پوشیدن
با دل روشن و با جان مصفا چه کنم؟ ۸

مطلب روی زمین در ته دامان شب است
نزنم دست در آن زلف چلیپا چه کنم ۹

سایه را سرکشی از سرو سبک جولان نیست
نروم در پی آن قامت رعنا چه کنم؟ ۱۰

بی کشاکش نبود موجه دریای سراب
طمع خاطر آسوده ز دنیا چه کنم؟ ۱۱

آب و رنگ چمن از برق سبکسیرترست
سربرآرم ز گریبان تماشا چه کنم؟ ۱۲

من که از خانه بدوشان جهانم چو حباب
از گرانسنگی سیلاب محابا چه کنم ۱۳

نیست در عالم ایجاد چو فریادرسی
تلخ صائب دهن از شکوه بیجا چه کنم؟ ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۶۵۳ - رخنه در سنگ اگر از آه سحرگاه کنم
گوهر بعدی:غزل ۵۶۵۵ - با دل تشنه و سوز جگر خود چه کنم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.