هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناامیدی، درد و رنجهای زندگی و عشق میگوید. او از آلودگی به دنیا، ناتوانی در برابر مشکلات، و تلاش برای رسیدن به جایگاه بالاتر سخن میگوید. همچنین به عشق و تأثیر آن بر زندگی اشاره میکند و از زخمزبان مردم و ناامیدیهایش مینالد. در نهایت، عشق را به عنوان نیرویی تلافیکننده و جوانمردانه میستاید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی، فلسفی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و رنج ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۵۶۶۰ - چه ضرورست که آلوده تعمیر شوم؟
چه ضرورست که آلوده تعمیر شوم؟
در ره سیل چه افتاده زمین گیر شوم؟ ۱
خاک در دیده همت نتوان زد، ورنه
می توانم که چو خورشید جهانگیر شوم ۲
چه گذارم ز ریاضیت جگر خود، که مرا
به زر قلب نگیرند گر اکسیر شوم ۳
منت مهد امان می کشم از طالع خویش
اگر از زخم زبان در دهن شیر شوم ۴
پیش دریا چه ضرورست کنم گردن کج؟
من که قانع به دمی آب چو شمشیر شوم ۵
چون کمان گوشه گر از خلق کنم معذورم
چند از انگشت اشارت هدف تیر شوم؟ ۶
تو به صد آینه از دیدن خود سیرنه ای
من به یک چشم ز دیدار تو چون سیر شوم؟ ۷
می کند عشق جوانمرد تلافی صائب
چون زلیخا ز غم عشق اگر پیر شوم ۸
در ره سیل چه افتاده زمین گیر شوم؟ ۱
خاک در دیده همت نتوان زد، ورنه
می توانم که چو خورشید جهانگیر شوم ۲
چه گذارم ز ریاضیت جگر خود، که مرا
به زر قلب نگیرند گر اکسیر شوم ۳
منت مهد امان می کشم از طالع خویش
اگر از زخم زبان در دهن شیر شوم ۴
پیش دریا چه ضرورست کنم گردن کج؟
من که قانع به دمی آب چو شمشیر شوم ۵
چون کمان گوشه گر از خلق کنم معذورم
چند از انگشت اشارت هدف تیر شوم؟ ۶
تو به صد آینه از دیدن خود سیرنه ای
من به یک چشم ز دیدار تو چون سیر شوم؟ ۷
می کند عشق جوانمرد تلافی صائب
چون زلیخا ز غم عشق اگر پیر شوم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶۵۹ - تا لبش کرد چو طوطی به سخن تلقینم
گوهر بعدی:غزل ۵۶۶۱ - بسته تر شد دل من داد چو خط دست به هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.