هوش مصنوعی:
شاعر در این ابیات از ناتوانی خود در ابراز عشق و فداکاری سخن میگوید. او احساس میکند که چیزی ارزشمند برای تقدیم به معشوق ندارد و از سرنوشت محتوم خود شکایت دارد. همچنین، از هوسهای بیثمر و بیارزشی برخی اعمال در برابر عشق حقیقی میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات به ناامیدی و اندوه، برای درک و تجربهی نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۵۶۸۱ - خیز جان در ره صاحب نفسی افشانیم
خیز جان در ره صاحب نفسی افشانیم
مگر از سینه غبار هوسی افشانیم ۱
سرو را نیست جز دست فشاندن باری
ما چه داریم که در پای کسی افشانیم ۲
نیست در طالع ما جرأت دامنگیری
مشت خاکی به ره دادرسی افشانیم ۳
هوس محمل لیلی گرهی بربادست
ما که جان را به نوای جرسی افشانیم ۴
شکری را که به شیرینی جان می گیرند
چه ضرورست به کام مگسی افشانیم ۵
شرم داریم که بال چمن آلوده خویش
غوطه نا داده به خون در قفسی افشانیم ۶
چه بود خرده جان پیش زر گل صائب
به که جان در قدم خار و خسی افشانیم ۷
مگر از سینه غبار هوسی افشانیم ۱
سرو را نیست جز دست فشاندن باری
ما چه داریم که در پای کسی افشانیم ۲
نیست در طالع ما جرأت دامنگیری
مشت خاکی به ره دادرسی افشانیم ۳
هوس محمل لیلی گرهی بربادست
ما که جان را به نوای جرسی افشانیم ۴
شکری را که به شیرینی جان می گیرند
چه ضرورست به کام مگسی افشانیم ۵
شرم داریم که بال چمن آلوده خویش
غوطه نا داده به خون در قفسی افشانیم ۶
چه بود خرده جان پیش زر گل صائب
به که جان در قدم خار و خسی افشانیم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶۸۰ - ما لب خشک قناعت لب نان می دانیم
گوهر بعدی:غزل ۵۶۸۲ - چند در پرده دل باده گلنار زنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.