هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از احساسات عمیق خود درباره بیوفایی و تنهایی سخن میگوید. او از این که مورد بیمهری قرار گرفته و از جامعه دور افتاده است، شکایت میکند. همچنین، به رنجها و سختیهای زندگی اشاره میکند و از این که دیگران او را درک نمیکنند، ابراز ناراحتی میکند. در عین حال، به هنر و توانایی خود در شعر و سخنوری افتخار میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند تنهایی و بیوفایی نیاز به بلوغ فکری برای درک کامل دارند.
غزل ۵۶۹۸ - سبک به چشم تو از شیوه وفا شده ام
سبک به چشم تو از شیوه وفا شده ام
سزای من که به بیگانه آشنا شده ام ۱
کسی به خاک چو من گوهری نیندازد
به سهو از گره روزگار وا شده ام ۲
ز خون شکوه دهانم پرست چون سوفار
خدنگ راست روم از هدف خطا شده ام ۳
ملایمت شکند شاخ تندخویان را
ز خار نیست غمم تا برهنه پا شده ام ۴
کیم من و چه بود رزق همچو من موری
که بار خاطر این هفت آسیا شده ام ۵
نمک به دیده من رنگ خواب می ریزد
ز چشم سرمه فریب تو تا جدا شده ام ۶
هنوز نقش تعلق به لوح دل باقی است
ز فقر نیست که قانع به بوریا شده ام ۷
به ناله چون جرسم صد زبان آهن هست
ز بیم خوی تو چون غنچه بی صدا شده ام ۸
ز هیچ همنفسی روی دل نمی بینم
چو پشت آینه زان روی بی صفا شده ام ۹
میان اهل سخن امتیاز من صائب
همین بس است که با طرز آشنا شده ام ۱۰
سزای من که به بیگانه آشنا شده ام ۱
کسی به خاک چو من گوهری نیندازد
به سهو از گره روزگار وا شده ام ۲
ز خون شکوه دهانم پرست چون سوفار
خدنگ راست روم از هدف خطا شده ام ۳
ملایمت شکند شاخ تندخویان را
ز خار نیست غمم تا برهنه پا شده ام ۴
کیم من و چه بود رزق همچو من موری
که بار خاطر این هفت آسیا شده ام ۵
نمک به دیده من رنگ خواب می ریزد
ز چشم سرمه فریب تو تا جدا شده ام ۶
هنوز نقش تعلق به لوح دل باقی است
ز فقر نیست که قانع به بوریا شده ام ۷
به ناله چون جرسم صد زبان آهن هست
ز بیم خوی تو چون غنچه بی صدا شده ام ۸
ز هیچ همنفسی روی دل نمی بینم
چو پشت آینه زان روی بی صفا شده ام ۹
میان اهل سخن امتیاز من صائب
همین بس است که با طرز آشنا شده ام ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶۹۷ - چو شانه مهر به لب با دو صد زبان زده ام
گوهر بعدی:غزل ۵۶۹۹ - برون نیامده از برگ بی ثمر شده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.