هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساس پوچی و ناامیدی در زندگی سخن میگوید، اما در عین حال به زیباییهای طبیعت و عشق اشاره میکند. او از تجربیات خود در مواجهه با این احساسات میگوید و چگونه در این مسیر تغییر کرده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عاشقانه نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۵۷۰۷ - ز فکر پوچ درین شوره زار بی حاصل
ز فکر پوچ درین شوره زار بی حاصل
عنان گسسته تر از موجه سیراب شدم ۱
تو از نظاره رخسار خود مشو غافل
که من ز هوش ز نظاره نقاب شدم ۲
ز پشت پا که براین خاکدان زدم صائب
به یک نفس چو مسیح آسمان رکاب شدم ۳
درین ریاض چو شبنم اگر چه آب شدم
خوشم که محو تماشای آفتاب شدم ۴
عجب که صبح قیامت مرا کند بیدار
که از نظاره آن چشم مست خواب شدم ۵
امید گنج گهر آب در گلم دارد
ز ترکتاز محبت اگر خراب شدم ۶
ز پیچ و تاب اگر رشته می شود کوتاه
یکی هزار من از مشق پیچ و تاب شدم ۷
وبال دامن گل نیست خون بلبل من
که من به شعله آواز خود کباب شدم ۸
به سیر چشمی من گوهری نداشت محیط
ز چشم شور تهی چشم چون حباب شدم ۹
عنان گسسته تر از موجه سیراب شدم ۱
تو از نظاره رخسار خود مشو غافل
که من ز هوش ز نظاره نقاب شدم ۲
ز پشت پا که براین خاکدان زدم صائب
به یک نفس چو مسیح آسمان رکاب شدم ۳
درین ریاض چو شبنم اگر چه آب شدم
خوشم که محو تماشای آفتاب شدم ۴
عجب که صبح قیامت مرا کند بیدار
که از نظاره آن چشم مست خواب شدم ۵
امید گنج گهر آب در گلم دارد
ز ترکتاز محبت اگر خراب شدم ۶
ز پیچ و تاب اگر رشته می شود کوتاه
یکی هزار من از مشق پیچ و تاب شدم ۷
وبال دامن گل نیست خون بلبل من
که من به شعله آواز خود کباب شدم ۸
به سیر چشمی من گوهری نداشت محیط
ز چشم شور تهی چشم چون حباب شدم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۱۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۰۶ - منم که از جگر لاله داغ می دزدم
گوهر بعدی:غزل ۵۷۰۸ - ز ناروایی خود این چنین که خوار شدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.