هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و علاقه‌اش به معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که حتی با وجود سختی‌ها و ناملایمات، همچنان خرسند است. او از بی‌توجهی معشوق شکایت دارد اما عشقش را حفظ کرده و به وصال او امیدوار است. همچنین، از جنون عشق خود و بی‌پناهی در این راه می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار باشد.

غزل ۵۷۱۰ - به حرف تلخ ز لبهای یار خرسندم

به حرف تلخ ز لبهای یار خرسندم
چو طوطیان نبود چشم بر شکر خندم ۱

مرا مکن ز سر کوی خود به خواری دور
که من به یک نگه دور از تو خرسندم ۲

اگر علاقه به مجنون من ندارد عشق
چرا از چشم غزالان کند نظربندم ۳

چو سرو و بید ز بی حاصلی کفایت من
همین بس است که آسوده دل ز پیوندم ۴

به خون بیگنهان نیست تشنه غمزه تو
چنین که من به وصال تو آرزومندم ۵

رسیده است به جایی جنون من صائب
که هیچ کس ز عزیزان نمیدهد پندم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۷۰۹ - اگر دو روز درین تیره خاکدان ماندم
گوهر بعدی:غزل ۵۷۱۱ - جمال یوسف ازین تیره خاکدان دیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.