هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساس ماندن در دنیای مادی و دوری از معشوق یا مقصود معنوی میگوید. او با وجود امید به بازگشت رفیقان، خود را در میان راه و ناتمام میبیند. از نارسایی بیان، ناکامی در وصال، و ماندن در حسرت سخن میگوید و در پایان به ناتوانی جسم در رسیدن به جان اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و انتزاعی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناکامی و حسرت ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۵۷۰۹ - اگر دو روز درین تیره خاکدان ماندم
اگر دو روز درین تیره خاکدان ماندم
گمان مبر که ز پرواز لامکان ماندم ۱
به بازگشت رفیقان امیدها دارم
اگر چه خفته به دنبال کاروان ماندم ۲
به بوی وصل گل از آشیان سفر کردم
به وصل گل نرسیدم ز آشیان ماندم ۳
من کناره طلب را که چشم بندی کرد
که همچو نقطه پرگار در میان ماندم ۴
چنان که معنی نازک ز نارسایی لفظ
نهفته ماند درین تنگنا چنان ماندم ۵
نصیب کام و دهانی نگشت میوه من
چو بار سرو درین باغ و بوستان ماندم ۶
ز گل نسیم سبکدست دفتری وا کرد
که من خموش چو سوسن به صد زبان ماندم ۷
برای زاد سفر نه حضور خاطر بود
اگر دو روز درین تیره خاکدان ماندم ۸
غرور جمع روان شد راه توفیق است
گذشتم از دو جهان تا ز کاروان ماندم ۹
ز فکر جسم نپرداختم به جان صائب
ز صد شکار به یک مشت استخوان ماندم ۱۰
گمان مبر که ز پرواز لامکان ماندم ۱
به بازگشت رفیقان امیدها دارم
اگر چه خفته به دنبال کاروان ماندم ۲
به بوی وصل گل از آشیان سفر کردم
به وصل گل نرسیدم ز آشیان ماندم ۳
من کناره طلب را که چشم بندی کرد
که همچو نقطه پرگار در میان ماندم ۴
چنان که معنی نازک ز نارسایی لفظ
نهفته ماند درین تنگنا چنان ماندم ۵
نصیب کام و دهانی نگشت میوه من
چو بار سرو درین باغ و بوستان ماندم ۶
ز گل نسیم سبکدست دفتری وا کرد
که من خموش چو سوسن به صد زبان ماندم ۷
برای زاد سفر نه حضور خاطر بود
اگر دو روز درین تیره خاکدان ماندم ۸
غرور جمع روان شد راه توفیق است
گذشتم از دو جهان تا ز کاروان ماندم ۹
ز فکر جسم نپرداختم به جان صائب
ز صد شکار به یک مشت استخوان ماندم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۰۸ - ز ناروایی خود این چنین که خوار شدم
گوهر بعدی:غزل ۵۷۱۰ - به حرف تلخ ز لبهای یار خرسندم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.