هوش مصنوعی:
شاعر در این غزل از دیدن زیباییها و رنجهای زندگی سخن میگوید. او از عشق، جدایی، غربت، و ناپایداری دنیا مینویسد و تجربیات خود را با تصاویر زیبا و استعارههای عمیق بیان میکند.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۵۷۱۱ - جمال یوسف ازین تیره خاکدان دیدم
جمال یوسف ازین تیره خاکدان دیدم
عبیر پیرهن از گرد کاروان دیدم ۱
ربود خواب ترا در کنارم از مستی
ترا چنان که دلم خواست آنچنان دیدم ۲
جز این که آب شدم دست شستم از هستی
دگر چه بهره چو شبنم زگلستان دیدم ۳
ز شست صاف نشد تیر راست را روزی
گشایشی که من از خانه چون کمان دیدم ۴
دل گرفته من چون ز باغ بگشاید
که در گشودن در روی باغبان دیدم ۵
برابرست به عیش تمام روی زمین
که روی خویش برآن خاک آستان دیدم ۶
از آن گذشت به خمیازه عمر من چو کمان
که من ز دور گردی از نشان دیدم ۷
میانه وطن وغربت است بادیه ها
منم که داغ غریبی در آشیان دیدم ۸
چو گردباد نفس می کشم غبارآلود
ز بس که کلفت ازین تیره خاکدان دیدم ۹
جواب آن غزل حاذق است این صائب
بهار دیدم و گل دیدم و خزان دیدم ۱۰
عبیر پیرهن از گرد کاروان دیدم ۱
ربود خواب ترا در کنارم از مستی
ترا چنان که دلم خواست آنچنان دیدم ۲
جز این که آب شدم دست شستم از هستی
دگر چه بهره چو شبنم زگلستان دیدم ۳
ز شست صاف نشد تیر راست را روزی
گشایشی که من از خانه چون کمان دیدم ۴
دل گرفته من چون ز باغ بگشاید
که در گشودن در روی باغبان دیدم ۵
برابرست به عیش تمام روی زمین
که روی خویش برآن خاک آستان دیدم ۶
از آن گذشت به خمیازه عمر من چو کمان
که من ز دور گردی از نشان دیدم ۷
میانه وطن وغربت است بادیه ها
منم که داغ غریبی در آشیان دیدم ۸
چو گردباد نفس می کشم غبارآلود
ز بس که کلفت ازین تیره خاکدان دیدم ۹
جواب آن غزل حاذق است این صائب
بهار دیدم و گل دیدم و خزان دیدم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۵۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۱۰ - به حرف تلخ ز لبهای یار خرسندم
گوهر بعدی:غزل ۵۷۱۲ - ز ابر تربیت روزگار نومیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.