هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از دردها و رنج‌های زندگی می‌گوید و با استفاده از استعاره‌های مختلف مانند تیغ حوادث، عندلیب دلگیر، و سپهر مجمر، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند. او از غم‌ها، ناامیدی‌ها، و تلاش‌های بی‌ثمر سخن می‌گوید، اما در عین حال به امید و مقاومت در برابر مشکلات نیز اشاره دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی موجود در شعر، نیاز به درک و تجربه‌ی بالاتری از زندگی دارد که معمولاً نوجوانان و بزرگسالان بهتر می‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مفاهیم ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

غزل ۵۷۱۵ - به حرف و صوف ز لب مهر از چه بردارم

به حرف و صوف ز لب مهر از چه بردارم
که پیش تیغ حوادث همین سپر دارم ۱

درین ریاض من آن عندلیب دلگیرم
که در بهار سر خود به زیر پر دارم ۲

سپهر مجمر و انجم سپند می گردد
اگر برون دهم آهی که در جگر دارم ۳

مرا از زخم زبان نیست غم ز دل سیهی
چو خون مرده فراغت ز نیشتر دارم ۴

میان اهل خرابات چون سفید شوم
که من ز بیخبریهای خود خبر دارم ۵

اگر چه هر دو جهان را نثار او کردم
به پشت پای خجالت همان نظر دارم ۶

کریم غافل از افتادگان نمی گردد
به پای خم چو سبو دست زیر سر دارم ۷

ز تیغ راهزن از پیروی نمی ترسم
که من ز راهنما پیش رو سپر دارم ۸

مگر ز گمشده خود خبر توانم یافت
هزار قافله اشک در سفر دارم ۹

چنین که قافله عمر می رود به شتاب
کجاست فرصت آنم که توشه بردارم ۱۰

ز بحر اگر چه ساحل رسیده ایم صائب
همان ملاحظه از موجه خطر دارم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۷۱۴ - گمان مبر که بغیر از تو آشنا دارم
گوهر بعدی:غزل ۵۷۱۶ - ز سر کلاه نمد را چگونه بردارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.