هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از بیمیلی به گفتگو و صحبت، تنهایی و دوری از معاشران، رنجهای ناشی از زبان و زخمهای آن، و مشکلات زندگی مانند تهیدستی و ناامیدی از بخشش فلک سخن میگوید. او همچنین به خاموشی و درونگرایی خود اشاره میکند و بیان میکند که دیگران ممکن است برداشت نادرستی از سکوت او داشته باشند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و انتقاد از جامعه ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۵۷۲۲ - نه ذوق صحبت و نه میل گفتگو دارم
نه ذوق صحبت و نه میل گفتگو دارم
لبی خموشتر از گوش آرزو دارم ۱
معاشران همه در پای خم ز دست شدند
منم که بر سر خود دست چون سبو شدم ۲
چه خنده های نمایان زبان زخمم کرد
هزار حلقه فزون جنگ با رفو دارم ۳
ز بس که تند ز پهلوی محتسب گذرم
گمان برد که مگر سرکه در کدو دارم ۴
دهن گشودن من از خمار خاموشی است
گمان برند که من ذوق گفتگو دارم ۵
به بخشش فلک پست دل نمی بندم
خبر ز عادت طفل بهانه جو دارم ۶
دمید صبح و نشدتر دماغ من صائب
دل پری ز تهیدستی سبو دارم ۷
لبی خموشتر از گوش آرزو دارم ۱
معاشران همه در پای خم ز دست شدند
منم که بر سر خود دست چون سبو شدم ۲
چه خنده های نمایان زبان زخمم کرد
هزار حلقه فزون جنگ با رفو دارم ۳
ز بس که تند ز پهلوی محتسب گذرم
گمان برد که مگر سرکه در کدو دارم ۴
دهن گشودن من از خمار خاموشی است
گمان برند که من ذوق گفتگو دارم ۵
به بخشش فلک پست دل نمی بندم
خبر ز عادت طفل بهانه جو دارم ۶
دمید صبح و نشدتر دماغ من صائب
دل پری ز تهیدستی سبو دارم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۲۱ - چو خامه معنی نازک در آستین دارم
گوهر بعدی:غزل ۵۷۲۳ - ز ضعف اگر نفس بال بسته ای دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.