هوش مصنوعی: شاعر در این متن از سفر معنوی و سبکباری خود سخن می‌گوید، جایی که توکل به خدا راهنمای اوست. او از لذت بی‌باری و رهایی از تعلقات دنیوی می‌گوید و احساس می‌کند که مانند لاله‌ای سیاه است که در باغ زندگی ریشه دوانده است. اشعار حاوی مضامینی مانند حیرت، عجز، و انتظار برای رسیدن به کمال است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به‌کاررفته ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۵۷۲۵ - درین سفر که توکل شده است راهبرم

درین سفر که توکل شده است راهبرم
یکی است نسبت زنار و توشه با کمرم ۱

چنان ربوده مرا لذت سبکباری
که تن به گرد یتیمی نمی دهد گهرم ۲

سپهر نقطه پرگار شد ز حیرانی
همین منم که به پایان نمی رسد سفرم ۳

چنین که در رگ من ریشه کرده خامیها
در آفتاب قیامت نمی رسد ثمرم ۴

ز خانه دشمن من چون حباب می خیزد
نهان به پرده راز خودست پرده درم ۵

درین ریاض من آن لاله سیه کارم
که آب خضر شود خون مرده در جگرم ۶

چگونه خون نچکد از کلام من صائب
که موج اشک شکسته است شیشه در جگرم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۷۲۴ - لب خموش و زبان گزیده ای دارم
گوهر بعدی:غزل ۵۷۲۶ - به شور عشق و جنون همچو صبح مشهورم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.