هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از خموشی و گزیده‌زبانی خود سخن می‌گوید و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند بوی گل، آفتاب، تاک و اشک، احساسات درونی و رنج‌های خود را بیان می‌کند. او از صبر و قناعت خود می‌گوید و با اشاره به دردها و رنج‌ها، بر تحمل و استقامت خود تأکید دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۵۷۲۴ - لب خموش و زبان گزیده ای دارم

لب خموش و زبان گزیده ای دارم
چو بوی گل نفس آرمیده ای دارم ۱

سبک رکاب نیم همچو رنگ بیجگران
سلاح جنگ عنان کشیده ای دارم ۲

چو آفتاب خموشم به صد هزار زبان
نه همچو صبح دهان دریده ای دارم ۳

کمند وحدت من چار موجه دریاست
ز بار درد، دل آرمیده ای دارم ۴

چو تاک، هرزه مرس نیست آب دیده من
سرشک پای به دامن کشیده ای دارم ۵

سر من از رگ سودا شده است خامه موی
همیشه در خم زلف خمیده ای دارم ۶

به سایه پر و بال هما نمی لرزم
سر به جیب قناعت کشیده ای دارم ۷

سزای بی ادبان را به من حوالت کن
که شست صاف و کمان کشیده ای دارم ۸

ز آفتاب قیامت نمی روم از جای
سپند آتش رخسار دیده ای دارم ۹

ز خانه گر چه چو مژگان نرفته ام بیرون
چو اشک نام به عالم دویده ای دارم ۱۰

مپرس حال دل از تیغ غمزه اش صائب
بهل که آبله خار دیده ای دارم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۷۲۳ - ز ضعف اگر نفس بال بسته ای دارم
گوهر بعدی:غزل ۵۷۲۵ - درین سفر که توکل شده است راهبرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.