خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این غزل از عشق و مستی، استفاده از طبیعت و عناصر آن مانند شراب، گل، و آب برای الهامگیری سخن میگوید. او به زندگی با نشاط و گذر عمر اشاره میکند و از تلاش برای کسب دانش و تربیت از طریق طبیعت صحبت میکند. همچنین، به ظلم و خراجگیری از خرابهها اعتراض دارد و آرزوی بازگشت نشاط گذشته را دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی، انتقاد اجتماعی، و اشارات به شراب و مستی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارند.
غزل ۵۷۲۸ - منم که فیض شراب از کتاب می گیرم
منم که فیض شراب از کتاب می گیرم
به همت از گل کاغذ گلاب می گیرم ۱
هوای عالم آب است سازگار مرا
دل از پیاله و جان از شراب می گیرم ۲
در آتش است صراحی ز صبح خیزی من
همیشه چشم قدح را به خواب می گیرم ۳
ز چشم مست بتان چشم مردمی دارم
چه ظالمم که خراج از خراب می گیرم ۴
نشاط رفته ز عمر گذشته می خواهم
حساب موج از بحر سراب می گیرم ۵
به زور بازوی همت چو لعل در دل سنگ
فروغ تربیت از آفتاب می گیرم ۶
اگر به گوش صدف صائب این غزل خوانم
هزار دامن در خوشاب می گیرم ۷
به همت از گل کاغذ گلاب می گیرم ۱
هوای عالم آب است سازگار مرا
دل از پیاله و جان از شراب می گیرم ۲
در آتش است صراحی ز صبح خیزی من
همیشه چشم قدح را به خواب می گیرم ۳
ز چشم مست بتان چشم مردمی دارم
چه ظالمم که خراج از خراب می گیرم ۴
نشاط رفته ز عمر گذشته می خواهم
حساب موج از بحر سراب می گیرم ۵
به زور بازوی همت چو لعل در دل سنگ
فروغ تربیت از آفتاب می گیرم ۶
اگر به گوش صدف صائب این غزل خوانم
هزار دامن در خوشاب می گیرم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۲۷ - به لب نمی رسد از ضعف آه شبگیرم
گوهر بعدی:غزل ۵۷۲۹ - ز بیم هجر شب وصل یار می لرزم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.