هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساس شرمساری و ندامت خود سخن میگوید. او از گمراهی، شکستها و خرابیهای زندگی خود احساس شرم میکند و بهویژه از بیوفایی عمر و زندگی بدون معشوق خجل است. همچنین، او از نادیده گرفته شدن گمنامان و بیتوجهی به محبت ابراز ناراحتی میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و مفاهیم پیچیدهای مانند ندامت، شرمساری و تفکر دربارهی زندگی است که درک آنها برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۵۷۳۶ - ز گمرهی خود از روی رهنما خجلم
ز گمرهی خود از روی رهنما خجلم
شکسته کشتیم از سعی ناخدا خجلم ۱
من خراب کجا جام لاله رنگ کجا
چو دست ماتمی از بیعت حنا خجلم ۲
گهی به برگ گلی سرفراز می کندم
درین چمن ز هواداری صبا خجلم ۳
چرا به خاک بماند نشان گمنامان
به شاهراه محبت ز نقش پا خجلم ۴
من و جدایی و آنگاه زندگی بی تو
به زندگی تو کز عمر بیوفا خجلم ۵
شکسته کشتیم از سعی ناخدا خجلم ۱
من خراب کجا جام لاله رنگ کجا
چو دست ماتمی از بیعت حنا خجلم ۲
گهی به برگ گلی سرفراز می کندم
درین چمن ز هواداری صبا خجلم ۳
چرا به خاک بماند نشان گمنامان
به شاهراه محبت ز نقش پا خجلم ۴
من و جدایی و آنگاه زندگی بی تو
به زندگی تو کز عمر بیوفا خجلم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۳۵ - ز بردباری ما خوار و زار شد عالم
گوهر بعدی:غزل ۵۷۳۷ - از آن زمان که به زلف تو مبتلاست دلم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.