هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد و رنج دلِ شاعر است که درگیر عشق و اشتیاق به معشوق شده است. شاعر از بیقراری، حسرت، و ناامیدی خود میگوید و اشاره میکند که دلش با وجود همه رنجها، همچنان به معشوق وفادار است. همچنین، مفاهیمی مانند تسلیم در برابر تقدیر، عشق الهی، و بیاعتنایی به دنیا در آن دیده میشود.
رده سنی:
16+
متن شامل مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
غزل ۵۷۳۷ - از آن زمان که به زلف تو مبتلاست دلم
از آن زمان که به زلف تو مبتلاست دلم
اگر به کعبه رود روی برقفاست دلم ۱
خبر ز سایه خود نیست صید وحشی را
من رمیده چه دانم که در کجاست دلم ۲
چه نسبت است به آیینه اشتیاق مرا
که آب گشت و همان تشنه لقاست دلم ۳
به خشم و ناز مرا ناامید نتوان کرد
به شیوه های غریب تو آشناست دلم ۴
به من کشاکش گردون چه می تواند کرد
که در حمایت آن طره دوتاست دلم ۵
نگاه حسرت من ترجمان مطلبهاست
اگر خموش از اظهار مدعاست دلم ۶
به حسن شوخ ندانم چه نسبت است مرا
که هیچ جا نه و در صد هزار جاست دلم ۷
برهنه را نتواند برهنه کرد کسی
چه نعمتی است که بی برگ و بی نواست دلم ۸
مرا ز نعمت الوان حسن سیری نیست
گرسنه چشم تر از کاسه گداست دلم ۹
میی چون خون شهیدان به من کرامت کن
که از خمار چو صحرای کربلاست دلم ۱۰
ز مشت خار و خسم دود بر نمی خیزد
ز بس که واله آن آتشین لقاست دلم ۱۱
ز انقلاب جهان نیستم غمین صائب
که در بلندی و پستی به یک هواست دلم ۱۲
اگر به کعبه رود روی برقفاست دلم ۱
خبر ز سایه خود نیست صید وحشی را
من رمیده چه دانم که در کجاست دلم ۲
چه نسبت است به آیینه اشتیاق مرا
که آب گشت و همان تشنه لقاست دلم ۳
به خشم و ناز مرا ناامید نتوان کرد
به شیوه های غریب تو آشناست دلم ۴
به من کشاکش گردون چه می تواند کرد
که در حمایت آن طره دوتاست دلم ۵
نگاه حسرت من ترجمان مطلبهاست
اگر خموش از اظهار مدعاست دلم ۶
به حسن شوخ ندانم چه نسبت است مرا
که هیچ جا نه و در صد هزار جاست دلم ۷
برهنه را نتواند برهنه کرد کسی
چه نعمتی است که بی برگ و بی نواست دلم ۸
مرا ز نعمت الوان حسن سیری نیست
گرسنه چشم تر از کاسه گداست دلم ۹
میی چون خون شهیدان به من کرامت کن
که از خمار چو صحرای کربلاست دلم ۱۰
ز مشت خار و خسم دود بر نمی خیزد
ز بس که واله آن آتشین لقاست دلم ۱۱
ز انقلاب جهان نیستم غمین صائب
که در بلندی و پستی به یک هواست دلم ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۳۶ - ز گمرهی خود از روی رهنما خجلم
گوهر بعدی:غزل ۵۷۳۸ - اگر چه نیک نیم در پناه نیکانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.