هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساسات عمیق خود سخن میگوید، از عشق و اشتیاق، از گریه و اندوه، و از امید و تلاش. او خود را با عناصر طبیعی و نمادین مانند شمع، کبوتر، و صدف مقایسه میکند و از جایگاه ویژهای که در دل دیگران دارد، سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند وطن، عشق، و ایمان اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات نمادین و استعاری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی برای درک کامل دارند.
غزل ۵۷۳۸ - اگر چه نیک نیم در پناه نیکانم
اگر چه نیک نیم در پناه نیکانم
عجب که تشنه بمانم، سفال ریحانم ۱
ز اشک شمع به شبگردی اشک من پیش است
ز گریه زمزم صد کعبه شبستانم ۲
چرا عزیز نباشم به دیده ها چون خال
کبوتر حرم آن چه زنخدانم ۳
صدف به آب گهر تا دهن نمی شوید
نمی برد به زبان نام چشم گریانم ۴
همان تلاش نهانخانه وطن دارم
اگر دهد به کف دست جا سلیمانم ۵
به هر که منکر جوش سرشک من باشد
اگر بود پسر نوح، موج طوفانم ۶
گشاده روی به احباب چون گل صبحم
به گرمخونی چون آفتاب تابانم ۷
تلاش میوه جنت نمی کنم صائب
هلاک سیب زنخدان و نار پستانم ۸
عجب که تشنه بمانم، سفال ریحانم ۱
ز اشک شمع به شبگردی اشک من پیش است
ز گریه زمزم صد کعبه شبستانم ۲
چرا عزیز نباشم به دیده ها چون خال
کبوتر حرم آن چه زنخدانم ۳
صدف به آب گهر تا دهن نمی شوید
نمی برد به زبان نام چشم گریانم ۴
همان تلاش نهانخانه وطن دارم
اگر دهد به کف دست جا سلیمانم ۵
به هر که منکر جوش سرشک من باشد
اگر بود پسر نوح، موج طوفانم ۶
گشاده روی به احباب چون گل صبحم
به گرمخونی چون آفتاب تابانم ۷
تلاش میوه جنت نمی کنم صائب
هلاک سیب زنخدان و نار پستانم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۳۷ - از آن زمان که به زلف تو مبتلاست دلم
گوهر بعدی:غزل ۵۷۳۹ - بس است روی دلی مشت استخوان مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.