هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره تنهایی، ناامیدی، و عشق ناکام است. او از دردهای درونی، شرم از بیان احساسات، و احساس بیارزشی سخن میگوید. همچنین، به مقایسه خود با عناصر طبیعت مانند گل، چوب، و صدف میپردازد تا وضعیت روحی خود را توصیف کند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی موجود در شعر برای درک کامل، نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و تنهایی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۵۷۳۹ - بس است روی دلی مشت استخوان مرا
بس است روی دلی مشت استخوان مرا
ز چشم شیر فتد برق در نیستانم ۱
ز شرم ناله ام از بس به خاک ریخته است
زبان چو برگ توان رفت از گلستانم ۲
نه ذوق بودن و نه روی باز گردیدن
چو خنده بر لب ماتم رسیده حیرانم ۳
همین بس است که در آستانه عشقم
اگر چه سوختنی همچو چوب دربانم ۴
مرا به کنج قفس بر ز بوستان صائب
که مغز می شود از بوی گل پریشانم ۵
اگر چه نیک نیم، خاک پای نیکانم
عجب که تشنه بمانم، سفال ریحانم ۶
چو رشته قیمتم از پهلوی گهر باشد
اگر گهر نبود من به خاک یکسانم ۷
شوم به خانه مردم نخوانده چون مهمان
که من به خانه خود چون نخوانده مهمانم ۸
ز ابر آب گرفتن وظیفه صدف است
من آن نیم که به هر سفله لب بجنبانم ۹
ز چشم شیر فتد برق در نیستانم ۱
ز شرم ناله ام از بس به خاک ریخته است
زبان چو برگ توان رفت از گلستانم ۲
نه ذوق بودن و نه روی باز گردیدن
چو خنده بر لب ماتم رسیده حیرانم ۳
همین بس است که در آستانه عشقم
اگر چه سوختنی همچو چوب دربانم ۴
مرا به کنج قفس بر ز بوستان صائب
که مغز می شود از بوی گل پریشانم ۵
اگر چه نیک نیم، خاک پای نیکانم
عجب که تشنه بمانم، سفال ریحانم ۶
چو رشته قیمتم از پهلوی گهر باشد
اگر گهر نبود من به خاک یکسانم ۷
شوم به خانه مردم نخوانده چون مهمان
که من به خانه خود چون نخوانده مهمانم ۸
ز ابر آب گرفتن وظیفه صدف است
من آن نیم که به هر سفله لب بجنبانم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۳۸ - اگر چه نیک نیم در پناه نیکانم
گوهر بعدی:غزل ۵۷۴۰ - ز رعشه رفته برون دست و پا ز فرمانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.