هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی و عاشقانه از زبان شاعری است که عشق و گناه را در هم آمیخته و از دردها و رنجهای عشق میگوید. او خود را در مسیر حق میداند اما همچنان احساس گناه میکند. شاعر از ضعف در برابر دشمنان و عشق به بخشش الهی سخن میگوید و جهان را در تاریکی زلف معشوق میبیند. در نهایت، او گناه را به عنوان بخشی از مسیر عرفانی و عاشقانه خود میپذیرد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات به گناه و رنج، برای درک و تجربه مناسبتر نوجوانان و بزرگسالان است. همچنین، زبان شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال پیچیده باشد.
غزل ۵۷۴۲ - منم که مصرف نقد نگاه می دانم
منم که مصرف نقد نگاه می دانم
به روی خوب ندیدن گناه می دانم ۱
اگر چه شد تنم از داغ عشق لاله ستان
هنوز دعوی خود بی گواه می دانم ۲
فتادگی است در آیین من پرستش حق
زمین میکده را خانقاه می دانم ۳
کمند شوخی این ره چنان ربوده مرا
که گر به کعبه رسم سنگ راه می دانم ۴
به حرفهای سبک قیمت مرا مشکن
که کوه درد ترا کم ز کاه می دانم ۵
چنان زلف به چشمم جهان سیاه شده است
که آه را نفس صبحگاه می دانم ۶
اگر چه مسند عزت به من قرار گرفت
هنوز یوسف خود را به چاه می دانم ۷
ز عجز دشمن خونخوار می شود گستاخ
سبک عنانی برق از گیاه می دانم ۸
توجهی که ترا در شکست دلها هست
ز بر شکستن طرف کلاه می دانم ۹
همان ز مشق گنه دست بر نمی دارم
اگر چه نامه خود را سیاه می دانم ۱۰
گناه را چو شفیعان عزیز می دارم
ز بس که عفو تو عاشق گناه می دانم ۱۱
از آن چو آبله پیچیده ام به دامن پای
که گل به خار زدن را گناه می دانم ۱۲
به رشته نگه آن کس که می کشد صائب
بغیر گوهر عبرت، گناه می دانم ۱۳
به روی خوب ندیدن گناه می دانم ۱
اگر چه شد تنم از داغ عشق لاله ستان
هنوز دعوی خود بی گواه می دانم ۲
فتادگی است در آیین من پرستش حق
زمین میکده را خانقاه می دانم ۳
کمند شوخی این ره چنان ربوده مرا
که گر به کعبه رسم سنگ راه می دانم ۴
به حرفهای سبک قیمت مرا مشکن
که کوه درد ترا کم ز کاه می دانم ۵
چنان زلف به چشمم جهان سیاه شده است
که آه را نفس صبحگاه می دانم ۶
اگر چه مسند عزت به من قرار گرفت
هنوز یوسف خود را به چاه می دانم ۷
ز عجز دشمن خونخوار می شود گستاخ
سبک عنانی برق از گیاه می دانم ۸
توجهی که ترا در شکست دلها هست
ز بر شکستن طرف کلاه می دانم ۹
همان ز مشق گنه دست بر نمی دارم
اگر چه نامه خود را سیاه می دانم ۱۰
گناه را چو شفیعان عزیز می دارم
ز بس که عفو تو عاشق گناه می دانم ۱۱
از آن چو آبله پیچیده ام به دامن پای
که گل به خار زدن را گناه می دانم ۱۲
به رشته نگه آن کس که می کشد صائب
بغیر گوهر عبرت، گناه می دانم ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۲۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۴۱ - منم که قیمت یاقوت داغ می دانم
گوهر بعدی:غزل ۵۷۴۳ - ستاره سوخته آتشین عذارانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.