هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر بیان میکند که تغییر ظاهری و تلاش برای تبدیل شدن به چیزی دیگر (مانند کلیم، نسیم، یا لئیم) باعث تغییر جوهره ذاتی او نمیشود. او به ارزش ذاتی خود اشاره دارد و از بیاعتمادی به دنیا و نرسیدن به مرادها شکوه میکند. همچنین، او به دنبال راهی برای بقا در این دنیای پر از رنج است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی به جامعه نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از زندگی دارد.
غزل ۵۷۶۰ - چراغ طور نسوزد اگر کلیم شوم
چراغ طور نسوزد اگر کلیم شوم
شکفتگی نکند گل اگر نسیم شوم ۱
بس است جوهر ذاتی مرا، نه آن گهرم
که گر صدف برود از سرم یتیم شوم ۲
دم مسیح درین گلستان گرانجان است
به اعتماد کدام آبرو نسیم شوم؟ ۳
فلک مراد کریمان نمی دهد صائب
به مصلحت دو سه روزی مگر لئیم شوم ۴
شکفتگی نکند گل اگر نسیم شوم ۱
بس است جوهر ذاتی مرا، نه آن گهرم
که گر صدف برود از سرم یتیم شوم ۲
دم مسیح درین گلستان گرانجان است
به اعتماد کدام آبرو نسیم شوم؟ ۳
فلک مراد کریمان نمی دهد صائب
به مصلحت دو سه روزی مگر لئیم شوم ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۵۹ - به هر که باده دهد یار، من خراب شوم
گوهر بعدی:غزل ۵۷۶۱ - درین جهان نشود حال آن جهان معلوم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.