خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از دردها و رنجهای عاطفی خود سخن میگوید، از بیوفایی دوستان و تنهایی در این دنیا شکایت دارد. او از تلاشهای بیثمر و ناامیدیهایش مینویسد و اینکه چگونه با سکوت و تحمل، راه خود را ادامه داده است. در نهایت، با اشاره به نور امید، از گذر از تاریکیها سخن میگوید.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و اندوه ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۵۷۶۹ - به دوست پی زدل خونچکان خود بردیم
به دوست پی زدل خونچکان خود بردیم
به کعبه راه هم از آستان خود بردیم ۱
ز ما دعا برسانید رهنمایان را
که ما ز راه دگر کاروان خود بردیم ۲
نیافتیم درین روزگار اهل دلی
سری به جیب دل خونچکان خود بردیم ۳
ز دوستان گرانجان درین دو روزه حیات
چه بارها که به این نیم جان خود بردیم ۴
زبان دعوی بلبل دراز چون نشود؟
که ما به کام خموشی زبان خود بردیم ۵
خزف به نرخ گهر می رود به کار امروز
که ما به خانه متاع دکان خود بردیم ۶
ز نقد عمر، به کف مانده زنگ افسوسی
کنون که راه به سود و وزیان خود بردیم ۷
ز ظلمت شب اندوه، ره برون صائب
به نور آه ثریا فشان خود بردیم ۸
به کعبه راه هم از آستان خود بردیم ۱
ز ما دعا برسانید رهنمایان را
که ما ز راه دگر کاروان خود بردیم ۲
نیافتیم درین روزگار اهل دلی
سری به جیب دل خونچکان خود بردیم ۳
ز دوستان گرانجان درین دو روزه حیات
چه بارها که به این نیم جان خود بردیم ۴
زبان دعوی بلبل دراز چون نشود؟
که ما به کام خموشی زبان خود بردیم ۵
خزف به نرخ گهر می رود به کار امروز
که ما به خانه متاع دکان خود بردیم ۶
ز نقد عمر، به کف مانده زنگ افسوسی
کنون که راه به سود و وزیان خود بردیم ۷
ز ظلمت شب اندوه، ره برون صائب
به نور آه ثریا فشان خود بردیم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۶۸ - به اشک درد دل خود نوشته سر دادیم
گوهر بعدی:غزل ۵۷۷۰ - ز میوه گر چه درین بوستان سبکباریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.