خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر دربارهی رنجها و دغدغههای درونی است. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا مانند گل، خار، تیر، و سرو، به توصیف دردها، تنهایی، و ناامیدیهای خود میپردازد. همچنین، او به موضوعاتی مانند غربت، بیثمری، و فروتنی اشاره میکند و در نهایت، به روشنیبخشی وجود خود به دیگران اشاره دارد.
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۵۷۷۱ - چو گل به ظاهر اگر خنده در دهان داریم
چو گل به ظاهر اگر خنده در دهان داریم
به دیده خار ز اندیشه خزان داریم ۱
جگر شکاف محیط است چون عصای کلیم
ز آه تیر خدنگی که در کمان داریم ۲
شکسته رنگی ما نامه ای است واکرده
چگونه درد دل خویش را نهان داریم؟ ۳
همان به بال و پر خود چو تیر می لرزیم
اگر چه قوت پرواز از کمان داریم ۴
بری ز پرورش ما نخورد در همه عمر
چو سرو و بید خجالت ز باغبان داریم ۵
اگر چه بی ثمر افتاده ایم خوش وقتیم
که همچو سرو دل جمعی از خزان داریم ۶
ز اعتبارشود بیش خاکساری ما
که ما به صدر همان جا در آستان داریم ۷
ازان جو شمع ز ما روشن است محفلها
که هر چه در دل ما هست بر زبان داریم ۸
عجب که محو شود یاد ما ز خاطرها
چو صبح حق نفس بر جهانیان داریم ۹
فغان ز داغ غریبی برشته تر گردد
علاقه ما به قفس بیش از آشیان داریم ۱۰
سگ در تو ز رزق هماست مستغنی
و گرنه ما هم یک مشت استخوان داریم ۱۱
همین ز گرد یتیمی است چون گهر صائب
کناره ای که درین بحر بیکران داریم ۱۲
به دیده خار ز اندیشه خزان داریم ۱
جگر شکاف محیط است چون عصای کلیم
ز آه تیر خدنگی که در کمان داریم ۲
شکسته رنگی ما نامه ای است واکرده
چگونه درد دل خویش را نهان داریم؟ ۳
همان به بال و پر خود چو تیر می لرزیم
اگر چه قوت پرواز از کمان داریم ۴
بری ز پرورش ما نخورد در همه عمر
چو سرو و بید خجالت ز باغبان داریم ۵
اگر چه بی ثمر افتاده ایم خوش وقتیم
که همچو سرو دل جمعی از خزان داریم ۶
ز اعتبارشود بیش خاکساری ما
که ما به صدر همان جا در آستان داریم ۷
ازان جو شمع ز ما روشن است محفلها
که هر چه در دل ما هست بر زبان داریم ۸
عجب که محو شود یاد ما ز خاطرها
چو صبح حق نفس بر جهانیان داریم ۹
فغان ز داغ غریبی برشته تر گردد
علاقه ما به قفس بیش از آشیان داریم ۱۰
سگ در تو ز رزق هماست مستغنی
و گرنه ما هم یک مشت استخوان داریم ۱۱
همین ز گرد یتیمی است چون گهر صائب
کناره ای که درین بحر بیکران داریم ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۷۰ - ز میوه گر چه درین بوستان سبکباریم
گوهر بعدی:غزل ۵۷۷۲ - عنان گسسته تر از سیل در بیابانیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.